ناگزير شد اين شهر را به عزم اقامت در « عُيينيّه » زادگاهش ترك كند . پس از مدت كوتاهى اين شهر را نيز بهاجبار ترك نمود و بهناچار نقطهء سومى به نام « درعيه » را كه محمّد بن سعود جدّ آل سعود به عنوان رييس قبيله بر آن منطقه حكومت مىكرد ، براى خود برگزيد .
او دعوت خود را با حاكم درعيه در ميان نهاد و هر دو پيمان بستند كه رشتهء دعوت از آن محمّد بن عبدالوهاب و زمام حكومت در دست محمّد بن سعود باشد و براى استحكام اين روابط ، ازدواجى نيز ميان دو خانواده صورت گرفت . محمّدبن عبدالوهاب تبليغ خود را در پرتو قدرت حاكم آغاز كرد و به زودى هجوم به قبايل اطراف و شهرهاى نزديك شروع شد و سيل غنائم از اطراف و اكناف به شهر درعيه كه شهر فقير و بدبختى بود سرازير گرديد . و اين غنايم جز اموال مسلمانان منطقه نجد نبود كه با متّهم شدن به شرك و بتپرستى كه در صفحات آينده ملاحظه خواهيد كرد ، اموال و ثروتشان بر سپاه محمّد بن عبدالوهاب حلال شده بود . و اين تهاجمها و قتل و غارتها از سوى وهابيان توسعه و ادامه يافت تا در حجاز يك حكومت سياسى - مذهبى كه مذهب آن وهابيگرى و اجراى عقايد و آراء ابن تيميه بود به وجود آمد .
عوامل پيشرفت محمّد بن عبدالوهاب
بىشك آراء و عقايد محمّد بن عبدالوهاب از آراء و عقايد ابن تيميه مايه گرفته و سخنان او همانها است كه پنج قرن قبل از او ابن تيميه و ابن قيم اظهار داشته بودند . اينك اين سؤال مطرح است كه چرا ابن تيميه با مخالفت هاى شديد مواجه شد و با دشوارىهاى بسيار و زندانى شدن كه متحمّل گرديد هيچگاه نتوانست عقايد خود را اجرا نمايد ولى بر عكس شيخ محمّد توانست دعوت خود را در نجد و سپس در منطقه حجاز منتشر و آراء و فتاوايش را جامه عمل بپوشاند .
در پاسخ اين سؤال ، بايد به چندنكته توجّه داشت :
1 - محيط دور از معارف
همانگونه كه پيشتر گفتيم ، ابن تيميه آراء و عقايدش را در شهرهايى مانند دمشق و قاهره كه از مراكز عمدهء علما و قضات صاحب نفوذ مذاهب سه گانهء « مالكى ، حنفى