ياد شد تا پس از چندين قرن ، يعنى در آستانهء قرن هشتم ، احمد بن تيميه در شام مطالبى را در مسائل مختلف اسلامى ؛ در اصول عقايد و فروع احكام ، كه بر خلاف مسلّمات اسلام و مخالف با فتاواى علما و پيشوايان و در بعضى از مسائل موافق با نظريات خوارج بود ، عنوان كرد و از طريق سخنرانىها و نوشتههايش به تبليغ و ترويج آراء خود پرداخت و در اين راه تلاش فراوان نمود .
علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمدند و از راه تأليف و مناظره ، به نقد عقايد او پرداختند و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر كردند .
ابن تيميه پس از چند بار زندانى شدن در مصر و شام ، سرانجام در سال 728 ه . ق . در زندان دمشق از دنيا رفت .
نوآورىها و ابراز مطالب عوام پسندانهء او موجب گرديد كه علىرغم مخالفت علما و متكلّمان ، گروهى هم از نظريات وى استقبال نمايند و به افكار او گرايش پيدا كنند و در اين گرايشها ، افزون بر تلاش و تبليغ او ، زندانى شدن و مظلومنمايىاش نيز نقش مؤثر و تأثير بسزايى داشت و همچنين حمايت جدّى شاگرد صميمى و هم عقيدهاش « ابن قيّم » ، كه در كتابها و تأليفات خود آراء و نظريات استادش را تبيين و نشر نمود ، در پيشرفت افكار « ابن تيميه » نقش اساسى ايفا كرد .
با اين حال ، همانگونه كه پيشتر اشاره كرديم ، مخالفت علما و فقهاى مذاهب سه گانهء « شافعى ، حنفى و مالكى » با عقايد ابن تيميه ، موجب گرديد كه در مدت كوتاهى ، فتاواى او متروك و تأليفاتش همانند تأليفات ابى قيّم از صحنه خارج شود و در انزوا قرار بگيرد .
وضع به همين منوال بود تا اينكه در قرن يازدهم ، در نجد حجاز فردى به نام محمّد بن عبدالوهاب پا به عرصهء حيات گذاشت و پس از چهار قرن بارديگر به تبليغ و ترويج عقايد ابن تيميه پرداخت و به عللى كه اشاره خواهيم كرد ، او توانست اين فتاوا را به مرحلهء اجرا در آورد و آنچه در لابلاى تأليفات ابن تيميه و ابن قيّم بود ، در صحنهء عمل پياده كند .
چون دربارهء شرح حال و نقد عقايد و آراء ابن تيميه و دو شاگرد و همفكرش ؛ ابن
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٣١