بدهد ، آنگاه فرمود : « انّها لا تضرّ و لا تنفع ولكنّها تقرّ عين الحي » ؛ « اين كلوخ ضرر و فايدهاى براى مرده ندارد ولى زندهها را كه در كنار قبر هستند خوشحال مىكند . » و پس از پوشانيدن قبر در گوشهاى از آن ، قطعه سنگى ديد آن را برداشت و با دست مباركش خاك قبر را تسطيح و هموار نمود و چنين فرمود : « اذا عمل احدكم عملًا فليتقنه فانّه مما يسلي نفس المصاب » ؛ « هر گاه عمل دفن انجام مىدهيد در استحكام آن بكوشيد كه مايه تسلّى خاطر مصيبتزدگان مىشود . » آنگاه دستور داد مشك آبى آوردند و بر روى قبر ريختند و سپس سنگى بعنوان علامت بر بالاى قبر ابراهيم نصب نمود . صاحب طبقات نقل مىكند : « امر رسولاللَّه صلى الله عليه و آله بحجر فوضع عند قبره و رشّ على قبره الماء » . « 1 » در مورد ريختن آب در جاى ديگر چنين نقل مىكند : به هنگام دفن ابراهيم رسول خدا خطاب به شركت كنندگان در اين مراسم فرمود : « كسى هست يك مشك آب بياورد ؟ » يكى از انصار مشك آبى حاضر نمود ، آن حضرت فرمود : « بريز روى قبر ابراهيم » ( قال صلى الله عليه و آله هَلْ من أحد يأتي بقربة ماء فاتى رجل من الأنصار بقربة ماء فقال رشها على قبر ابراهيم . ) « 2 » صاحب استيعاب و اسدالغابه از زبير بن به كار نقل مىكنند كه : « رشّ على قَبره ماء و علّم على قبره بعلامة و هو اوّل قبر رشّ عليه الماء » . « 3 » ؛ « رسول خدا بر قبر ابراهيم آب ريخت و بر قبرش ( با سنگ ) علامت گذارى نمود و آن اوّلين قبرى بود كه آب بر آن ريخته شد . »
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٢٠٩
در همان روزىكه ابراهيم از دنيا رفت اتفاقاً كسوف آفتاب هم بوقوع پيوست يك عده از افراد بىاطلاع اين موضوع را با حادثهء فوت او مرتبط دانسته و در ميان خود
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 1 ، ق 1 ، ص 91
( 2 ) . طبقات ، ج 1 ، ق 1 ، ص 91
( 3 ) . استيعاب ، ج 1 ، ص 46 ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 40