وليد بن عبدالملك خليفهء اموى « 1 » كه در سال 88 به قصد سفر حج وارد مدينه شده بود ، به هنگام سخنرانيش در مسجد رسول خدا ، پردهء حجرهء فاطمه عليها السلام كنار رفت و او متوجه گرديد كه حسن بن حسن بن على عليه السلام « 2 » در ميان اين خانه نشسته در يك دستش آيينه و با دست ديگر محاسنش را شانه مىزند وليد بلافاصله دستور داد كه اين خانه تخريب و به مسجد ضميمه شود . حسن بن حسن و همسرش فاطمه بنت الحسين عليه السلام با اين دستور مخالفت و از ترك نمودن اين حجره امتناع ورزيدند . وليد پيام داد كه اگر اين بيت را تخليه نكنيد بر سر شما ويران خواهم نمود ، آنان باز هم مقاومت نمودند وليد دستور داد خانه را بر سر آنها و اطفالشان ويران كنند ، چون مأمورين وارد خانه شدند و در اجراى فرمان وليد فرش از زير پاى حسن و فاطمه كشيدند آنان به اجبار اين حجره را ترك و به خانهء ديگرى كه متعلق به امير مؤمنان عليه السلام بود ، منتقل گرديدند . « 3 » بعضى از مورّخين مىگويند : اصل اين حادثه و كنار رفتن پردهء اين حجره ، در حال سخنرانى براى شخص وليد اتفاق نيفتاده ، بلكه براى يكى از مأمورين وى كه در فاصلههاى مختلف جهت بررسى اوضاع مدينه به اين شهر وارد مىشد اتفاق افتاده و او اين موضوع را بعنوان امرى بر خلاف شؤون خلافت تلقّى و در نزد وليد سعايت نموده ، وليد هم دستور تخريب اين بيت را صادر كرده است . در ماه ربيعالأول سال 88 وليد به عمر بن عبدالعزيز والى خود در مدينه كتباً دستور داد همهء خانههاى اطراف مسجد را كه متعلّق به همسران و اقوام و صحابه رسول خدا بود
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص١٥٣
هامش
( 1 ) . دوران خلافت وى ده سال از 86 تا 96 هجرى بوده است .
( 2 ) . ذهبى در تاريخ الاسلام در شرح حال شخصيتهائى كه در صدمين سال هجرى بدرود حيات گفتهاند مىگويد : حسن وصى پدرش امام مجتبى عليه السلام و متولّى موقوفات امير مؤمنان عليه السلام بوده . از اين گفتار ذهبى ، شخصيت وى و علت سكونتش در حجرهء فاطمه عليه السلام و علّت انتقالش به خانهء دوّم امير مؤمنان معلوم مىگردد . و باز ذهبى نقل مىكند كه وليد كتباً دستور داد كه به حسن بن حسن يكصد تازيانه بزنند و يك روز تمام در معرض تماشاى مردم قرار دهند و در نامهاش آمده بود : « واللَّه انا قاتله » و امام سجاد عليه السلام كلمات فرج را به او تعليم فرمود تا از توطئهاى كه براى شكستن شخصيت وى طراحى شده بود ، نجات يافت .
( 3 ) . وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 466