تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

چون آنان كه مصحف را مىنوشتند در امر نگارش مهارت نداشتند ، به مشكل وخطا دچار شدند وگفته شده هنگامى كه مصاحف نوشته شد وبه عثمان نشان دادند ، وى گفت : در نگارش آن خطا مىبينم ، ليكن آن را تغيير ندهيد ، عرب‌زبانان ، خود [ در حين خواندن ] درست مىخوانند . اگر نويسنده از « ثقيف » واملا كننده از « هذيل » مىبود ، چنين مواردى از اشتباه رخ نمىداد « 1 » . برخى ديگر نيز ، كه سند اين أحاديث را معتبر مىدانند ، بر اين باورند كه به متن اين أحاديث نمىتوان گردن نهاد وبايد آنها را تأويل كرد ( بدون آن كه وجه تأويل را بيان كنند ) . ابن جزى كلبى ، خطيب شربينى « 2 » ، وابن حجر عسقلانى « 3 » از اين دسته‌اند . خطيب شربينى مىگويد : جملگى صحابه وأهل علم ، قول عايشه وأبان بن عثمان [ در مورد وجود لحن وخطا در نگارش قرآن ] ونظر عثمان بن عفان [ كه مىگويد در قرآن لحن مىبينم ] را صحيح مىشمرند . « 4 » وابن حجر عسقلانى نيز ، كه در دفاع از أسناد اين أحاديث بر ديگران خرده مىگيرد ، مىنويسد : جماعتى كه از دانش رجال‌شناسى بىبهره‌اند ، صحت أحاديث مذكور را انكار دارند ؛ از جمله زمخشري كه ( طبق عادتش ) در اين باره راه افراط پيمود [ ومىگويد نبايد به اين أحاديث اعتنا كرد ] . سوگند به خدا اين داورى ، بدون شك ، افتراست . . . هر چند متن اين أحاديث نبايد مورد استناد قرار گيرد ، ليكن شيوه‌ى پژوهشگران ، تكذيبِ أحاديث ، پس از احراز صحت سندشان نيست وبايد تأويلى در خود براي آنها يافت . « 5 »

هامش
( 1 ) . حسين بن محمد الراغب الاصفهاني ، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء ، ج 2 ، ص 436 .
( 2 ) . خطيب شربينى ، السراج المنير ، ج 1 ، ص 345 .
( 3 ) . أحمد بن علي ابن حجر العسقلاني ، فتح الباري بشرح صحيح البخاري ، ج 8 ، ص 301 .
( 4 ) . ابن جزى كلبى ، التسهيل ، ج 1 ، ص 4 .
( 5 ) . ابن حجر عسقلانى ، همان ، ج 8 ، ص 301 .