مىآموزند وما را از هر نوع سرگردانى وبيراهه نجات مىدهند ؛ بنابراين ، ما با در اختيار داشتن معيار جاودانه وقطعي قرآن از هر نوع توجيه غير معقول در مورد أحاديث تحريف نما بىنيازيم وهر گاه نتوانيم آنها را به نحو قابل قبولى توجيه كنيم ، از اعتبار ساقط مىنماييم . خلاف برخى از أهل سنت كه چنين معيارى ( عرض روايات بر قرآن ) را دستاوردِ زنادقة مىشناسند واز اين رو گاهى ناچارند به پندارهايى مانند « نسخ التلاوة » پناه ببرند ؛ پندارى كه نه تنها مشكل را حل نمىكند بلكه بر آن مىافزايد . آية اللَّه خويى پس از بيان ادلهى سلامت قرآن از تحريف وبررسى ونقد در خور روايات تحريف نما چنين مىگويد :
از آنچه گفتيم براي خواننده روشن مىشود كه قول به تحريف قرآن ، پندار وخرافهاى است كه جز ناتوان خرد ، يا كسى كه أطراف بحث را خوب نكاويده ، يا كسى كه تحريف را پيشفرض خود قرار داده وبه آن گرايش دارد ، بدان قايل نمىشود ؛ اما خردمندِ باانصافِ ژرفنگر هرگز در بطلان تحريف قرآن وخرافه بودن اين پندار ترديد نمىكند . « 1 »
30 . چه افرادى از اماميه بر سلامت قرآن از تحريف گواهى دادهاند ؟
پيش از اين در بررسى ادلهى سلامت قرآن از تحريف گواهى انبوهى از دانشمندان اماميه ( حدود 45 نفر از قدما ومتأخران ) را دربارهى سلامت قرآن از تحريف ملاحظه كرديم . آراى اين دانشمندان از كتابهاى تفسيري ، كلامي ، علوم قرآني ، أصولي وفقهى گرد آمده بود . افزون بر آنان ، دانشمندان ديگرى نيز با صراحت بر تحريفناپذيرى قرآن گواهى دادهاند ، مانند : سيد رضى ( م . 406 ق . ) در حقائق التأويل في متشابه التنزيل « 2 » ، قطبالدين راوندى ( م . 573 ق . ) در الخرائج والجرائح « 3 » ، جمال الدين مقداد سيورى ( م . 826 ق . ) در
هامش
( 1 ) . أبو القاسم خويى ، همان ، ص 259 .
( 2 ) . سيد شريف رضى ، حقائق التأويل في متشابه التنزيل ، شرح محمد رضا آل كاشف الغطاء ، ص 168 .
( 3 ) . قطب الدين راوندى ، الخرائج والجرائح ، تحقيق مؤسسة الامام المهدى ، ص 1004 .