خبر دهد ، تا مصداقى از دو ثلث قرآني باشد كه طبق اين حديث از قرآن ساقط شده است ، بلكه - همان گونه كه گروههاى گوناگون اين أحاديث را ملاحظه كرديد - تمام أحاديث تحريفنما تنها از حذف كلمه ويا عبارتى از آيهى قرآن حكايت مىكنند .
بنابراين ، چطور ممكن است بيش از ده هزار آية كاملًا از قرآن حذف شده باشد ، بدون آن كه بتوان يك مورد از آن را در منابع پيدا كرد ! پس اين خبر يا مجعول است ويا راوي آن به خطا رفته است وبر فرض صحت صدور وعدم خطاى راوي ، امام عليه السلام در مقام بيان جملگى وحى نازل شده ، أعم از وحى قرآني ووحى غير قرآني است ؛ همان طور كه مرحوم أبو جعفر صدوق احتمال دادهاند ؛ ضمن اينكه با أصل خلقيت اسلام وحديث ثقلين وحكمت الهى وهدايت نمىسازد ؛ چون در اين صورت عمدهى كتاب الهى از بين رفته است .
29 . حاصل بررسىها دربارهى احاديثى كه مُوهِم به تحريف قرآناند چيست ؟
أحاديث ياد شده - با توجه به ادلّهى قطعيهى سلامت قرآن از تحريف ، وشواهد درونى وبيرونى آنها بر فرض صدورشان از معصوم عليه السلام ، از جنس بيان مصداق كامل ، شأن نزول آية ، قرائت خاص ، وحى غير قرآني به صورت تنزيل وتأويل و . . . مىباشد . اگر اين أحاديث قابل حمل بر معاني مذكور يا هر معناى معقولى كه خللى بر سلامت قرآن از تحريف وارد نكند ، نباشند ، از اعتبار ساقطاند ؛ چون با ادلهى سلامت قرآن از تحريف ، از جمله خود قرآن معارضاند . اين احتمال نيز وجود دارد كه برخى از اين أحاديث ، در شكل اصلى صدورشان از معصوم ، معناى درست وقابل قبولى داشتهاند ، ليكن راوي در مقام نقل حديث سهواً يا عمداً ألفاظ آن را تغيير داده وموجب شده است حديث به شكل ديگرى درآيد وحمل آن بر معناى درست با دشوارى رو به رو شود ؛ به طور نمونه ، ممكن است امام فرموده باشد : « نزلت الآية في كذا ؛ شأن نزول يا تفسير آية چنين است » ، ليكن راوي كلمهى « في » را حذف كرده وگفته است : « نزلت الآية كذا ؛ آية چنين نازل شده است » . پيش از اين نيز ملاحظه كرديد ، أحاديث متواتر از معصومان عليهم السلام كه سخن از عرضهى انديشهها واخبار بر قرآن دارند ، به ما انديشهى قرآنمحورى انديشيدن را