اين باب « إنّه لم يجمع القرآن كلّه إلّاالأئمّة عليهم السلام وإنّهم يعلمون علمه كلّه ؛ هيچ كس جز أئمة عليهم السلام قرآن را گرد نياوردهاند وآنان تمام دانش قرآن را مىدانند » « 1 » ، تمسك كردهاند ؛ ليكن به نظر ما اين عنوان با مسألهى تحريف به معناى مورد نزاع ارتباط ندارد ، شاهد آن هم شش حديثي است كه در ذيل اين باب آمده است . حديث شمارهى يك ودو به صورت مجمل وچهار حديث بعدى در حكم شرح وتفصيل آن دو روايتاند ؛ چه اين كه خود عنوان باب نيز از اين اجمال وتفصيل خبر مىدهد . مجموع أحاديث اين باب - همانگونه كه علامه طباطبايى نيز مىگويد - در صدد بيان اين نكتهاند كه تنزيل وتأويل ، علوم ظاهري وباطني وخلاصه تمام دانشهاى قرآن ، نزد ائمهى طاهرين عليهم السلام است وكسى همانند آنان نيست . « 2 » شاهد آن هم اين كه ، اين حكيم دربارهى كل أئمة عليهم السلام آمده ، والّا تمام آنان در عصر نزول قرآن حضور نداشتند ، تا ألفاظ وتعابير قرآن را گرد آورند . البتة جاى تعجب هم نيست كه فقط آنان مقام معارف قرآن را بدانند ؛ چون بنا بر حديث ثقلين ، آنان هموِزان وهمرديف قرآناند . شايد به همين خاطر است كه با وجود كتاب كافى در نزد اسطوانههاى شيعه ، همچون شيخ أبو جعفر صدوق ، علم الهدى ، سيد مرتضى ، شيخ الطايفه أبو جعفر طوسي رحمهم الله « 3 » از روايات وعناوين أبواب آن ، تحريف قرآن را استنتاج نكردهاند . خامساً ، احاديثى كه در باب « فيه نكت ونتف من التنزيل في الولاية » آمده ومورد استناد محدث نوري قرار گرفته است ، 92 حديث آن تكرار شده است وعلامه مجلسي نيز فقط 8 حديث آن را صحيح مىداند « 4 » وبا رجوع به متن آنها نيز مشخص مىشود كه اين أحاديث به مسألهى تحريف ربطى ندارد هر چند برخى از سلفيان پارهاى
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 218
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢١٨
هامش
( 1 ) . همان ، كتاب الحجة ، ج 1 ، ص 228 .
( 2 ) . همان ، حاشيهى علامه طباطبائى بر كافى ، ج 1 ، ص 228 .
( 3 ) . ر . ك : صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، تعليق حسن موسوى خرسان ، ج 4 ، ص 51 ، 165 ، باب 115 ، ذيلحديث 578 ، ور . ك : علم الهدى ( شريف مرتضى ) ، رسائل الشريف المرتضى ، اعداد سيد مهدى رجائي ، ج 1 ، ص 409 ، وأبو جعفر طوسي ، الفهرست ، ص 161 .
( 4 ) . ر . ك : محمد باقر مجلسي ، مرآة العقول ، ج 5 ، ص 160 به بعد ، ج 17 ، 72 ، 74 ، 76 ، 78 ، 80 ، 83 .