بنابراين اگر تفاوت در جوهرهى قرآن نبوده وبا ارائهى آن قرآن ، حجت بر ديگران تمام شد ، چه لزومى داشت كه امام در زمان خلافتشان براي حاكم كردن آن قرآن دست به شمشير برند ؟ با اندك آشنايى با سيرهى امام علي عليه السلام روشن مىگردد كه آن حضرت مانند رسولخدا صلى الله عليه وآله از هر نوع اختلافى در بين مسلمين به شدت جلوگيرى مىكردند ؛ به طور نمونه ، شيوهى امام در ماجراى قتل عثمان معروف است . با آن كه عثمان امام را متهم كرد وگفت : « تو وكاتب من نامه براي شورشيان نوشتيد . . . » « 1 » ؛ ليكن امام عليه السلام براي جلوگيرى از فتنه وخونريزى تا آخرين لحظه تلاش نمودند وحسنين عليهما السلام را براي دفاع گماردند . حضرت در نامهاى به أبو موسى أشعري مىنويسد : بدان كه هيچ كس در ميان اين مردم براي اجتماع أمت محمد صلى الله عليه وآله والفت آنان با يكديگر ، حريصتر از من نيست . « 2 » بنابراين كساني كه مىپرسند چرا امام ، كه أسد اللَّه وأسد رسول اللَّه بود ، با قدرت شمشيرش مصحف خود را آشكار نكرد ، « 3 » يا از وضعيت جامعهى اسلام وسيرهى امام وپيامبر بىخبرند ويا تجاهل مىكنند ؛ چون با گزارشى كه حذيفة بن يمان به عثمان داد وگفت : « صحابه يكديگر را در قرائت قرآن تكفير مىكنند وعثمان هم دست به توحيد مصاحف زد » « 4 » ، ايجاد اختلافى ديگر در عصر حكومت امام در جامعهى اسلامى چه معنايى داشت ؟ البتة اگر متن آن مصحف با قرآن موجود داراى تفاوت بود ، قضية شكل ديگرى داشت .
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 199
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٩٩
هامش
( 1 ) . أبو زيد عمر ابن شبه ، تاريخ المدينة المنورة ، ج 2 ص 1155 ، 1167 و 1168 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، نامهى 78 .
( 3 ) . ناصر القفارى ، همان ، ص 64 .
( 4 ) . جلال الدين سيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 64 .