پُرسش برآيند كه چرا امام علي عليه السلام آن مصحف را در زمان حكومت خود آشكار نكرد . ثالثاً ، علاوة بر نعمت اللَّه جزائرى ، بزرگان اماميه نيز به اين پرسش پاسخ دادهاند . سيد نعمت اللَّه جزائرى هم كه مىگويد : « در مُصحف أوصاف خلفاى پيشين ثبت شده بود » ، بر مشرب اخبارىگرىاش مشى كرده وبه روايتي واحد وبدون سند كه تنها در كتاب الاحتجاج آمده ، متشبث شده است ؛ در حالي كه متن آن روايت نيز صراحتى در اين مطلب ندارد . « 1 » افزون بر اين ، أكثر دانشمندان اماميه بر اين باورند كه ، چون تفاوت مصحف امام علي عليه السلام با مصحف موجود ، در جوهرهى قرآن نبوده است ، امام لزومى نمىديدند كه آن مصحف را نمايان كنند . « 2 » به نظر مىرسد خود اين كار ، يعنى پنهان كردن مصحف از جانب امام ، قوىترين دليل است بر اين كه زيادههاى در آن مصحف از متن آيات قرآن منزّل ، بهعنوان معجِز نبوده است واگر تفاوت در جوهرهى قرآن ومتن آيات وحى وجود داشت سكوت جايز نبود . أبو جعفر صدوق نيز در اين باره چنين استدلال كرده است : اگر آن إضافات از قبيل آيات قرآني بود ، مىبايد در قرآن موجود باشد واز آن جدا نمىشد . « 3 »
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 198
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٩٨
هامش
( 1 ) . در آن حديث مىگويد : « عمر به زيد بن ثابت گفت : على [ قرآني ] تأليف كرده كه در آن فضايح مهاجران وأنصار آمده وما بايد قرآني تأليف كنيم كه از اين رسوايىها ، تهى باشد . . . » ر . ك : أبو منصور احمد الطبرسي ، تحقيق بهادرى وهادي به ، ج 1 ، ص 360 . اين حديث مساوق با رواياتى است كه مىگويد : « در مصحف امام علي عليه السلام از منافقان سخن به ميان آمده است » ؛ مانند روايت أبو جعفر كلينى ( ره ) . ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 231 . ليكن بيان فضايح برخى از مهاجران وأنصار ونيز أوصاف منافقان كه آيات قرآن به آنها اشاره دارد به صورت سربسته ، ممكن وقابل پذيرش است ، اما ذكر نام آنان به صورت صريح در متن آيات وحى با شيوهى قرآن وسنت رسول أكرم صلى الله عليه وآله كه بر مبناى تأليف دلها وپردهپوشى بر اسرار است ، ناسازگار خواهد بود . به طور قطع شيوهى أمير مؤمنان عليه السلام نيز هرگز جدا از راه ورسم خدا ورسولش نبوده است .
( 2 ) . ر . ك : شيخ صدوق ، الاعتقادات ، ص 84 ؛ شيخ مفيد ، أوائل المقالات في المذاهب والمختارات ، ص 80 ؛ شيخ جعفر كبير ( كاشف الغطاء ) ، كشف الغطاء ، ص 274 ؛ سيدابوالقاسم خويى ، البيان ، ص 223 ؛ ومحمد حسين طباطبائى ، الميزان في تفسير القرآن ، ج 9 ، ص 224 .
( 3 ) . شيخ صدوق ، الاعتقادات ، ص 92 .