غير از قرآني بود كه به نام مصحف امام علي عليه السلام معروف است ومورد بحث ماست . مدارك زيادى حاكى از آن است كه « عبد اللَّه بن مسعود » ، « أبى بن كعب » و . . . براي خود مصحفى داشتند كه از نظر محتوا وساختار اجمالًا تفاوتى با ساير قرآنها داشتهاند . تفصيل اين مطلب را بايد در كتابهاى علوم قرآني وغيره « 1 » جستوجو كرد . مطلب ديگر در اين باره مصاحفى است كه زيد بن ثابت ، طبق دستور أبو بكر وبه پيشنهاد عمر تدوين كرد . اين نوشتهها ابتدأ نزد أبو بكر وبعد نزد عمر وسپس نزد حفصة ، دختر عمر بود ، تا اين كه عثمان حكومت را به دست گرفت وآنها را از حفصة مطالبه كرد وپس از استنساخ به أو برگرداند . پس از حفصة اين مصاحف نزد عبداللَّه ، فرزند عمر باقي ماند ، تا آن كه از وى گرفتند واز بين بردند ودر نتيجة ، نسخهى عثمان باقي ماند وتكثير شد . « 2 » شايد اگر گزارش حذيفة بن يمان دربارهى اختلاف برخى از مسلمين دربارهى قرائات قرآن نبود « 3 » ، عثمان از اين مصاحف استنساخ نمىكرد وبه صورت شخصي در أعقاب عمر باقي مىماند .
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 196
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٩٦
شبههى أول : أصل تدوين چنين مصحفى از امام علي عليه السلام مورد ترديد است . دكتر قفارى در اين باره مىنويسد :
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد بن إسحاق نديم ، الفن الثالث من المقالة الأولى ، ص 29 عبداللَّه ابن داود ، كتاب المصاحف ، تصحيح دكتر ارتور جفرى ، ص 15 ، وجلال الدين سيوطى ، الاتقان في علوم القرآن ، ج 2 ، ص 57 .
( 2 ) . هر چند جمعآورى قرآن توسط « زيد بن ثابت » در منابع ومدارك تاريخ قرآن مطرح شده است - به طورنمونه ر . ك : سيوطى ، الاتقان ، النوع الثامن عشر ، ج 2 ص 57 - ليكن عدهاى از دانشمندان در اين مطلب ترديد كرده واختلاف واضطراب در متن اخبار مربوط به آن را تأييدى براي آن ترديد به حساب آوردهاند . براي توضيح بيشتر ر . ك : سيد أبو القاسم خوئى ، البيان ، ص 240 به بعد .
( 3 ) . « حذيفة بن يمان » صحابي بزرگوار رسول گرامى اسلامى صلى الله عليه وآله است . وى كه اختلاف سربازان شامي وعراقى را بر سر قراءات مشاهده كرد ، بيمناك شد ونزد عثمان شتافت وعثمان را از سرانجام سوء وفرجام نامطلوب اين اختلاف آگاه ساخت ؛ عثمان نيز براي پايان دادن به اين اختلافها دست به توحيد مصاحف زد . ر . ك : نديم ، الفهرست ، ص 27 - 28 ؛ ابن أبي داود ، كتاب المصاحف ، ص 18 ، وسيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 102 .