چه بنىاسرائيل كنند اين أمت نيز همان كند . « 1 » اولًا ، اگر اين دليل درست باشد ، بايد اين أمت در قرآن نيز چيزهاى زيادى افزوده باشند ؛ همان طور كه يهوديان ومسيحيان در تورات وإنجيل مطالب زيادى افزودهاند ؛ واين حتى براي خود محدث نوري نيز پذيرفتنى نيست ووى تحريف به زيادى را در قرآن منتفى مىداند . ثانياً ، امتها در همهى وقايع شبيه هم نيستند . چه بسا در امتهاى پيشين حوادثى اتفاق افتاده كه در أمت اسلام سابقه ندارد ؛ مانند گوسالهپرستى بني إسرائيل « 2 » ، سرگردانى آنها در 40 سال پيش از ورود به سرزمين مقدس « 3 » ، مسخ تعدادى از آنان به صورت بوزينه وخوك « 4 » و . . . ؛ بنابراين مراد أحاديث ، تشابه امتها در برخى از رخدادهاست وكليّت ندارد وتحريف وتغيير قرآن در اين أمت جزو اين رخدادها به حساب نمىآيد ؛ البتة اگر بر اين مطلب اصرار داريم ، بايد تشابه اين أمت را با امتهاى پيشين در تحريف معنايى وتفسير به رأى وعدم پيروى از حد وحدود كتاب الهى بدانيم كه در هر دو أمت رخداده است . ثالثاً ، اگر اين تشابه از هر جهت باشد وبه تمام وقايع امتها مربوط شود ، ادلهى سلامت قرآن از تحريف بر اين كليّت استثنا مىزند وتشابهى بين اين أمت با امتهاى پيشين از اين جهت نخواهد بود .
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 148
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٤٨
چگونگى جمعآورى قرآن پس از وفات پيامبر خدا . محدث نوري مىگويد :
هامش
( 1 ) . ميرزا حسين نوري ، همان ، ص 35 ، دربارهى منابع اين حديث ر . ك : احمد ابن حنبل ، مسند ، ج 18 ، ص 322 ، رقم 11800 در حاشية ضمن آن كه تصريح به صحت اين حديث شده به أسانيد ومدارك اين حديث نيز اشاره شده است ؛ محمد باقر مجلسي ، بحار الأنوار ، « باب افتراق الأمة بعد النبي ( ص ) على ثلاث وسبعين فرقة » : ج 28 ، ص 8 وج 51 ، ص 128 .
( 2 ) . سورهى بقره ( 2 ) ، آيات 51 ، 54 ، 92 و 93 .
( 3 ) . سورهى مائده ( 5 ) ، آيهى 26 .
( 4 ) . سورهى بقره ( 2 ) ، آيهى 65 وسورهى مائده ( 5 ) ، آيهى 60 .