هرگاه در بحثى بهاشتباه خود پى مىبريم بهجاى تصحيح خطا ، فوراً نوشتهى خود را بدون هيچ قرينهاى بهديگرى نسبت دهيم ، البته ممكن است ترجمهى آيه از شخص ديگرى باشد ولى در حين خواندن مقاله ، كسى متوجهى اين نكته نمىشود .
مطلب دوم ايناست كه گفتهاند : « چون نفس مؤنث است و واحدة نيز مؤنث است بسيار محتمل است كه نفس اوليه مؤنث بوده باشد ! ! » اگر واقعاً ادبيات عربى را قبول داريد پس توجه كنيد كه : اولًا : « نفس » لفظاً مؤنث مجازى است كه هم بر مؤنّث و هم بر مذكّر اطلاق مىشود نه فقط بر مؤنت .
ثانياً : در آيهى خلقكم من نفسٍ واحدة ، نفسٍ واحدة مفرد و مذكّر است زيرا در آياتى كه حضرت آدم عليه السلام را منشأ پيدايش بشر معرفى كرده نفسٍ واحدة مذكّر خواهد بود چون آدم مذكّر است چنانكه در پنج آيه از قرآن ، ابتداى خلقت بشر را از خاك دانسته و سپس در آيهى 59 از سورهى آلعمران مىفرمايد : انّ مثل عيسى عنداللَّه كمثل آدم خلقه من تراب پس مىبينيم كه نفسٍ واحدة آدم و مذكّر است ؛ ثالثاً : بههيچوجه منالوجوه احتمال داده نمىشود كه نفس اوليه مؤنث بوده باشد زيرا در آيات : 1 - « وقلنا يا آدم اسكن انت و زوجكالجنة ( سورهى بقره ، آيهى 35 ) 2 - « يا آدم اسكن انت و زوجك الجنة » ( سورهى اعراف ، آيهى 19 ) زوجك همسر آدم و مؤنث است و در آيهى فقلنا يا آدم انّ هذا عدوّ لك و لزوجك » ( سورهى طه ، آيهى 117 ) نيز بهدليل مقارنه كلمهى
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٩٣