خود آقاى صادقى تهرانى كه قصاص مرد به مرد را صحيح مىداند ، اين دو نفس چون هر دو مرد هستند ، از نظر قصاص با هم برابرند .
3 - الف ) نوشتهاند : « در اينقسمت از نامه با آوردن دو بخش از جوابيهى اينجانب كه بخش اول بهطور كامل و بخش بعدى بهطور ناقص نقل شده ، بدون ذكر هيچ دليلى آن دو را متناقض دانستهاند » پاسخ ايشان در مثال اول دو مرغ را مثل زدهاند كه « يكى از آنها روزى دو عدد تخم مىگذارد و ديگرى روزى يك عدد ، آيا ارزش اقتصادى و جسمى هر دو يكسان است ؟ »
جوابى كه خود ايشان ، هم در نامهى قبلى و هم در نامهى فعلى به اين سؤال دادهاند ايناست كه : « بهطور كلّى قدرت توليد ، مبناى ارزشگذارى بيشتر مىباشد » و نتيجه گرفتهاند كه چون قدرت توليد مثل مردان بيش از زنان است ، پس ديهى اقتصادى يك زن باسواد بيشتر از يك مرد بىسواد است ، ولى اين به كليّت قانون اشكالى وارد نمىكند » يعنى با وجود آن كه ارزش اقتصادى يك زن باسواد بيشتر از يك مرد بىسواد است ، ليكن بر خلاف مثال اوّل ، ديهى او بر مبناى ارزش اقتصادىاش تعيين نمىشود و كليّت قانون ( يعنى ديهى مرد دو برابر زن ) تغيير نمىكند .
ايشان در ردّ اين تناقض مىنويسند : « و طبعاً هر قانون استثنايى هم دارد » و ادامه مىدهند : « پس بايد ايشان به اين پرسش پاسخ دهند كه : آيا عاقلبودن انسانها با وجود يك يا چند ديوانه نقض مىگردد ؟ » جواب :
پاسخ اين سؤال در وضعيت فعلى كه اكثريت قريب بهاتّفاق انسانها
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٧٨