از آيات نورانى قرآن مطرح نشده است كه تعداد زنان بيش از مردان است ، و اگر ايشان به آيهى 3 از سورهى شريفهى نساء استدلال كنند ، ما نيز پاسخ مىدهيم كه اولًا : اين آيه همسران را محدود به 4 كرده است ( چون قبل از نزول اين آيه محدوديتى نبود ) ؛ ثانياً : جواز داده است و واجب نكرده است ؛ ثالثاً : مقيّد به شرط عدالت است و در صورت خوف از عدم امكان اجراى عدالت ، امر به اكتفا به يك عدد شده است ؛ رابعاً : در آيهى 129 از سورهى شريفهى نساء آمده است : « و هرگز استطاعت نداريد كه بين زنان عدالت كنيد ، حتى اگر حريص باشيد » . پس اگر بىطرفانه و نه از ديدگاه يك مرد طرفدار چهار زنى به مجموعهى آيات و شرايط مربوطه نگاه كنيم ، درخواهيم يافت كه اين آيات « مردان مؤمن را گام بهگام بهسوى تكهمسرى هدايت مىكند » كه در اين صورت هم حكم خدا و هم آمار و ارقام علمى با يكديگر هماهنگ شده و كوچكترين تضادّى ما بين آنها نخواهد بود .
12 - الف ) باز هم چون « الانثى بالانثى » مطرح شده ، پاسخ همان پاسخ قسمت ( 2 - الف ) خواهد بود .
12 - ب ) نوشتهاند : « طبق تصريح ايشان در ترجمهى سه آيهى ياد شده در مقاله ، نفس واحده ، حضرت آدم عليه السلام است » پاسخ : خير ! بنده در هيچ جاى مقاله چنين تصريحى نداشتهام . شايد منظور آقاى صادقى تهرانى ترجمهى آيهى سوم در ابتداى مقاله باشد كه مسؤوليتش با مترجم محترم آقاى دكتر سيد جلالالدين مجتبوى است و نه بنده ؛ بلكه
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨١