تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ارزش اقتصادى يك‌زن باسواد بيشتر از يك‌مرد بىسواد است ، ولى اين مورد به‌كلّيّت قانون اشكالى وارد نمىكند . » قضاوت در مورد چگونگى حلّ اين تناقضات را به‌خوانندگان بىطرف وامىگذارم . 4 - ايشان در مقابل پرسش اين‌جانب كه : « حكم تساوى در قصاص بهتر است يا عدم تساوى در قصاص » استدلالى آورده‌اند از جمله : و اگر هم بر فرض « النفس بالنفس » كليّت داشته باشد ، « الانثى بالانثى » ناسخ آن و عادلانه‌تر است . جواب : بنده در اين استدلال لغت « عادلانه‌تر » را نمىتوانم فهم كنم ، زيرا كه : « يا در شريعت موسى به مردان ظلم مىشده » كه « مرد را به زن » قصاص مىكرده‌اند و يا « اكنون به زنان ظلم مىشود » كه « مرد را به زن » قصاص نمىكنند . حال از آن‌جايى كه خداوند حكيم نسبت‌دادن هرگونه ظلم را به‌خود مطلقاً رد مىكند « ليس بظّلام للعبيد » « و خدا به‌بندگان ظالم نيست . » ( آيات 182 از سوره‌ى شريفه‌ى آل عمران ، 51 از سوره‌ى شريفه‌ى انفال و . . . » ، پس ناچاراً بايد بپذيريم كه هم در شريعت موسى و هم در شريعت اسلام ، مىتوان « مرد را به‌زن » قصاص كرد و اين عادلانه است . 5 نوشته‌اند كه : « معنى اجتهاد مناسب با شرايط روز ، تنها در مورد برداشت‌هاى موضوعى است ولى احكام اسلامى به‌هيچ‌وجه من‌الوجوه قابل تغيير برحسب تغيير زمان و مكان و . . . نيست . »