مشاهده كرديم ، ايشان قائل به « تفاوت ارزشى بين دو جنس مرد و زن » مىباشند . بنابراين برپايهى استدلال خودشان ، آن برادرى كه كليهى خود را به خواهر خويش هديه كرده است ، « نقصى » را عمداً در وجود خودش ايجاد كرده كه بيش از « جبران نقصى » است كه براى خواهرش انجام شده ؛ يعنى برادر قسمتى از كارآيى خويش را به عنوان يك مرد از دست داده و فقط نصف كارآيى آن را ( البته از نظر آقاى صادقى تهرانى ) به خواهرش منتقل كرده است .
اگر بخواهيم مثال واضحترى بزنيم ، مىتوانيم چنين تصور كنيم كه خواهرى منزل مسكونى خود را در اثر زلزله از دست داده است و برادرش خانهاى به وسعت دو برابر منزل اوليه به او مىبخشد ، ليكن خواهر فقط از نصف وسعت منزل استفاده مىكند و بقيه منزل را بلااستفاده مىگذارد ؛ حال اگر شخصى عمداً خانهى بخشيده شده را تماماً خراب كند ، به نظر اينجانب خواهر مىتواند ادعاى خسارت براى گرفتن قيمت خانه را داشته باشد ، اگرچه فقط از نصف آن استفاده مىكرده است .
11 - ايشان در قسمتى از جوابيهى خويش بهعنوان يكى از دلايل « كمارزش بودن » زنان نسبت به مردان نوشتهاند : « اولًا تعداد زنان بيش از مردان بوده و مىباشد . »
جواب : در اينجا بهتر است از آمار و ارقام ملى و بينالمللى كمك بگيريم . بهنقل از سالنامهى جمعيتى جهان « 1 » :
هامش
( 1 ) - سالنامهى جمعيتى جهان ، 1990 ، پژوهشى در گيتاشناختى جمعيت ، محمدرضا عسگرى .