تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

9 تنوع و تكثر تفاسير

آقاى محمد مجتهد دكتر شبسترى : درباره‌ى تفسير قرآن از آغاز ، دو روش در ميان مسلمانان پديد آمد كه هر كدام از آن‌ها به گونه‌اى بر يك سلسله مقبولات و مفروضات پيشين استوار است . « 1 » يكى از اين دو روش ، تفسير قرآن با « مأثور » بود و ديگرى تفسير قرآن با « رأى و اجتهاد » . روش تفسير با « مأثور » بر اين پيش‌فرض مبتنى بر اين بود كه قرآن گرچه يك « سخن » است ، ولى چون سخن انسان نيست ، روش‌هاى متداول براى تفسير سخن انسان در تفسير آن كارآمدى ندارد . منظور خدا به صورت دانشى موهوب به پيامبر اسلام داده شده و تنها وى مىداند كه محتواى قرآن چيست و بنابراين براى فهم آن فقط بايد به آثار منقول از پيامبر مراجعه كرد . روش تفسير با رأى و اجتهاد نيز همين طور است . اين روش قبل از هرچيز بر اين فرض استوار است كه قرآن خطابى است متعلق به جميع انسان‌ها در همه‌ى اعصار ، اين كتاب گرچه يك پديده‌ى انسانى نيست ، ولى مىتوان با روش‌هاى تفسير سخن انسان ، آن را نيز تفسير كرد و به محتواى آن نزديك شد . اين روش بر يك پيش‌فرض ديگر نيز استوار است و آن اين است كه قرآن يك مجموعه‌ى واحد و منسجم است و اجزاى متفاوت آن تفسيركننده‌ى
هامش
( 1 ) - ايشان در مورد تفسير قرآن كريم به دو روش « نباءِ تفسيرى » اشاره كرده‌اند يكى تفسير به « مأثور يعنى با روايات » يكى هم تفسير با رأى و اجتهاد بايد توجه داشته باشيد منظور ما از تهيه اين مطالب اشكال و ابطال هر دو روش تفسيرى مذكور مىباشد و ما قائليم كه تفسير قرآن كريم حتماً بايد به وسيله خود قرآن و سنت قطعيّه - نه فقط روايات منقوله - صورت گردد و الا مورد اعتنا نخواهد بود . ( خادم‌القرآن )