بسيار مهمى است كه ايشان از آن غافل شدهاند ، به عنوان مثال كلمهى « ابن اللَّه » كه اصلش نادرست است ، مجازش هم برمبناى اصل ، نادرست و باطل است . « 1 » بايد توجه داشت كه خلاف واقع دو نوع است : يكى كذب محض و يكى هم مجازى كه برمبناى كذب استوار است و نه برمبناى حقيقت . يعنى تفكر و خيالى كه هيچ وجود خارجى ندارد ، با تشبيه به حقيقت به آن رنگ حقيقت بزنند . اين دو نوع خلاف واقع ، يعنى كذب محض و مجاز برمبناى كذب در قرآن اصلًا وجود ندارد . اما معنايى از مجاز كه در علم بلاغت باعث بليغ بودن جمله و كلام مىشود و برمبناى حقيقت است ، اين رقم مجازات در قرآن بسيار به كار رفته است ، لكن مجاز به معناى واهى و خيالى ، هرگز روزنهاى براى ورود به قرآن نداشته و ندارد .
مجاز صحيح و درست از حقيقت برتر است ، و اين رقم مجاز ابلغ از حقيقت است ، زيرا اصولًا مجاز تشبيه چيزى است به حقيقت كه داراى بخشى از حقيقت مىباشد . مانند اينكه بگوييم فلان شخص همچون شير است . يا فلان شخص مثل گرگ است كه در مثال اول مىخواهند شجاعت او را همچون گرگ برسانند و در مثال دوم مىخواهند خباثت او را همچون گرگ برسانند ، زيرا اگر بگوييم او دلير است يا بسيار دلير است ، آن معناى صددرصدى كه از مجاز فهميده مىشود را نمىرساند . اين مجاز يا تشبيه براساس حقيقت است . يعنى اگر آن شخص واقعاً دلير باشد ، تشبيه يا مجاز شما هم درست خواهد بود . اما اگر آن شخص دلير نباشد و ترسو باشد ، مجاز و تشبيه شما هم دروغ و كذب خواهد شد .
مجاز اساساً از جنس دروغ نيست ، بلكه ممكن است مبناى حقيقى داشته باشد و ممكن است مبناى كذب داشته باشد . كه در اين صورت كذب خواهد بود و اين فرد دوم در بيانات و نوشتار بشرى زياد است اما در قرآن كريم هرگز وجود ندارد ، بنابراين اگر مجاز براساس حقيقت باشد ، نوعى از بلاغت و زيبايى كلام محسوب مىشود و اگر
هامش
( 1 ) - مجازهايى مانند - مثلًا ابنالشيطان ، ابن يزيد ، ابن شداد عليه السلام ، ابنجنّى و . . . كه اصلش درست است در مورد كسانى كه مىخواهند خباثت آنها را گوش زد كنند به كار مىبرند و صحيح است اما مجاز و كنايه در جايى كه اصلش نادرست باشد مجاز او هم نادرست و باطل است - ( خادمالقرآن )