آيه و آيات ديگر ، همگان و حتى منحرفان و بيماردلان : « فى قُلُوبِهِم زَيْغٌ » نيز آيات قرآن را دو دسته مىدانند نه اينكه همهى آيات را متشابه و يا كلًا در مظانّ تشابه بدانند ! ! راه دوم شناخت متشابهات اين است كه بدانيم ذات ، صفات و افعال الهى با خصوصيات ذاتىصفاتى - و افعالى انسانى بسيار متفاوت و تباين كلى دارد ذات الهى را از آياتى كه ذات الهى را معرفى مىكند مثل سورهى توحيد ، صفات الهى را از آياتى كه صفات جمال و جلال الهى را بيان مىكند و فعل الهى را از آياتى كه افعال و اسماء الهى را معنا مىكند . پس همهى طرق و راههاى معرفت و شناخت ، درون خود قرآن هست ، « گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست ؟ » لكن بايد پيشفرضهاى غير مطلق و تحميلى را كنار گذاشت و فهم درونى را با وسايل مطلق ، روش خويش قرار داد . بنابراين كاملًا واضح است كه تنها كسانى قائل به تشابهند و از متشابهات پيروى مىكنند ، كه در دلهايشان زيغ و بيمارى و بى دينى است : « فَأَمّا الّذينَ فى قُلُوبهم زَيْغٌ فيتّبِعُون ما تَشَابَه مِنه » .
وجود متشابهات هرگز علت و معلول قبض و بسط معرفت دينى نيست و چنان كه گذشت ، هيچگونه اشكال و انحرافى هم ايجاد نمىكند ، مگر براى منحرفان كه دلهايشان را تنگى و تاريكى و بىايمانى فراگرفته است ، ولى راستانديشان و مؤمنان هرگز دچار هيچگونه قبض و بسط دينى و معرفتى نمىشوند ، آنها در مسير تكامل در معارف الهى و تبلور آنها آن هم براى رسيدن به مطلوب الهى است و نه سقوط و ركود در وادى شك و ترديد و شبهه كه راه بيماردلان است . « 1 »
البته در سنّت معصومان نيز يكسرى محكمات و متشابهات وجود دارند كه آنها را نيز بايد با روش ذكر شدهى درونى يا برونى فهميد . چنانكه حديثى معتبر از امام رضا عليه السلام درعُيون اخبارالرضا آمده است كه مىفرمايد : « مَنْ رَدَّ مُتَشابِهَ الْقُرْآن الى مُحْكَمِهِ
هامش
( 1 ) - بحث تكامل در معرفت خواهد آمد .