فَقَدْ هُدِىَ الىصَراطٍ مُسْتَقِيمٍ . ثُمَّ قالَ : انَّ فى اخْبارِنا مُتَشابِهاً كَمُتَشابِهِ الْقُرآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ القُرآنِ ، فَرُدُّوا مُتَشَابِهَها الى مُحكَمِها وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَها دُونَ مُحْكَمِها فَتُضِلُّوا » : ( هر كس متشابهات قرآن را به محكمات آن ارجاع دهد محققا هدايت شده به سوى راه مستقيم است ، سپس فرمود : همانا در سخنان و خبرهاى ما نيز متشابهاتى است مانند متشابهات قرآن و محكمهايى است مانند محكمات قرآن ، پس ارجاع دهيد و برگردانيد متشابه آن را به محكم آن و تبعيت نكنيد متشابهات را جداى از محكمات كه در اين صورت گمراه خواهيد شد . ) و بالاخره قرآن ، چنان كه در محكماتش ، نور ، برهان ، بيان ، تبيان ، اقوم و حجّت بالغة مىباشد ، در متشابهاتش نيز همين صفات هست ، گرچه دسترس به اين صفات از طريق متشابهات نياز به دقت و مطالعه بيشترى دارد .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٨١