كدام بشرى است ، آن را كه قرآنى است با تقدّس مىپذيريم و آن را كه بشرى است بىتقدّس رد مىكنيم . رسيدن به اين فهم درونى و مقدّس هم ، امكانپذير است ، چراكه اگر در فقه و تفسير و كلام ، از ابزارهاى درونى متن استفاده شود و پيشفرضهاى برونى دخالت نيابند ، فهم از شريعت با شريعت يكسان خواهد بود و همان ارادهاى كه خداى متعال از نزول شريعت داشته ، توسط اين فهم صحيح بيان مىشود .
اما هيچ خطّ قرمزى براى پرسش وجود ندارد ، چون پرسش پىجويى از علت است ، اما نقد و انتقاد ، اعم از پرسش بوده و گاه توأم با توبيخ و زيرسؤال بردن نيز هست .
پرسش مؤدبانه ، بدون زيرسؤال بردن حتى دربارهى خداى سبحان نيز اشكالى ندارد ، چنانكه سؤالاتى از قبيل علّت خلقت جهان هستى يا علّت بعثت انبياء يا حكمت برخى احكام و امثال اينها بسيار مطلوب است و بايستى از اين قبيل پرسشها استقبال نمود و آنها را پاسخ گفت ، لكن آنچه پذيرفته نيست و خطّ قرمز وجود دارد ، انتقاد و استيضاح ناشايست است كه نسبت به ساحت مقدّس حضرت حقّ سبحانه و تعالى و كلّ معصومين عليهم السلام خط قرمز دايمى است ، و نسبت به شرعمداران تا زمانى است كه بتوانند فتواها و نظرات خود را طبق وحى ثابت كنند و اگر نتوانستند ، هيچ تقدّسى ندارند .
بر مقلّدين نيز انتقاداتى وارد است . درست است كه نمىتوانند يا فرصت ندارند از قرآن و سنّت احكام را استنباط كنند و قدرت جستجوى دقيق براى دريافت احكام و معارف الهى را ندارند ، لكن موظّفند جستجوى دقيق ديگرى براى يافتن بهترين نظرات انجام دهند . زيرا : « فَبَشِّرْ عَبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ القولَ فَيَتَّبِعُونَ احْسَنَهُ اولئكَ الَّذينَ هَدا هُمُ اللَّهُ و أُولئكَ هُمْ أُولُوا أَلَالْبابِ . » ( زمر / 18 )
بندگانم را نويد ده ، همانان كه سخن را مىشنوند و بهترينش را پيروى مىكنند . هم اينانند كه خدا هدايتشان كرده و هم اينان انديشمندانند .
احسن القول را چند آيه بعد و آياتى ديگر تبيين مىكند كه : « اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحديثِ كتاباً متشابهاً مَثانى . » ( زمر / 23 ) خدا نازل كرد بهترين بيان و گفته را كتابى را كه [ آياتش ]
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٩٥