بىعدالتى است ؟ به هر حال قيمت بدن مرد بيش از قيمت بدن زن است ، گرچه داراى افكار و روحيات كاملًا مساوى باشند . و مرگ نيز از بين رفتن جسم است نه از بين رفتن روح . بنابراين بهطور قطع اگر ديه يا قصاص زن و مرد مساوى باشد ، بىعدالتى خواهد بود . گرچه شخص قاتل داراى عذاب اخروى مساوى است ، چه مقتول زن باشد يا مرد . « 1 » ما نمىخواهيم براى احكام فلسفه و دليل تراشى كنيم و بگوييم حتماً فلسفهى تفاوت ديهى زن و مرد همين موارد است . فرض كنيم اينها هم نباشد وقتى نصّ صريح قرآن و سنّت قطعيّه دلالت بر مطلبى دارد جاى بحثى نمىماند و آيات قرآن و سنّت قطعيّه دلالت قطعى بر اين دارند كه ارث ، ديه و قصاص زن و مرد متفاوت است و اين موارد كه حقوق بشر با اسلام امكان به تفاهم رسيدن ندارد خيلى كم است ، و قسمت بيشترى از آن قوانين با احكام اسلام هماهنگى دارد و مىتوان آنها را پذيرفت .
تكرار مىكنيم كه اگر بخواهيم روش يا حكمى از قرآن و سنّت را موقّت و انحصارى به صدر اسلام بدانيم ، بايد قيدى از خود متن ارايه كنيم . چون ما و شما با علم ناقص و خطاپذير خود نمىتوانيم طرحى جايگزين طرح و علم مطلق الهى كنيم . شما اسمش را حكم بگذاريد يا روش يا شيوه ، فرقى ندارد . احكام و روشهاى الهى دو گونه است :
روشها و شيوههايى كه بشر توان رسيدن به آن را ندارد يا اگر هم داشته باشد چون عُقلا زيادند و عقلها گوناگون ، هر عقلى روشى پيشنهاد مىكند و در نهايت مسأله اختلافى خواهد شد . مثلًا در همين احكام حقوقى كه مىگوييد طبق شرايط فرهنگى ، سياسى و . . .
در هر عصر قابل تغيير هستند ، بايد پرسيد : چه كسانى بايد حكم جديد را وضع كنند ؟ اگر عدهاى از عقلاى بشر بخواهند حكم جديدى به جاى احكام خدا وضع كنند ، اولًا چه تضمينى براى عدم اختلاف وجود دارد ؟ ثانياً با اجراى حكم جديد شما ، چه كسى پاداش و عذاب آن را در قيامت مىپذيرد ؟ آيا خدا پاداش مىدهد يا بشر ؟ چگونه مىتوان فهميد حكم جديد مورد رضاى خداى متعال هست يا خير ؟
بايد گفت : خداى متعال بههيچ وجه كسى را در تعيين احكام تشريعى شريك خود
هامش
( 1 ) - توضيحات كامل دربارهء علّت و چگونگى حقوق زنان و مردان در كتاب « حقوق زنان از ديدگاه قرآن و سنّت » آمده است