آيةاللَّه صادقى : از نظر فطرت ، عقل ، كتاب و سنّت توحيد نخستين محور ايمانى است كه اگر كسى ايمان به توحيد نداشته باشد ، هرگز زمينهاى براى ايمان به رسالت نمىتواند داشته باشد . و اين محوريت توحيد در دو بعد فطرى عقلانى و رسالتى است .
درست است كه عقيدهى توحيدى ممكن است منهاى رسالت برمبناى فطرت و عقل سالم ، تثبيت گردد . ليكن رسالت آن را تكامل مىدهد ، نسبت به كسانى كه بر دو مبناى فطرت و عقل توحيد را پذيرفتهاند و نسبت به كسانى هم كه اين دو محور را ناديده گرفتهاند به آنها هردو آگاهى را مىدهد . نخست بيدارى عقل و فطرت و برمبناى آن تكامل معرفتى توحيدى برمبناى وحى . چون فطرت و عقل در بينش توحيدى مطلق نيستند ، رسالت كه وحى ربانى است ، آن بينش را مطلق مىگرداند و در جمع كسانى كه ايمان به خدا داشته باشند ، و از روى قصور يا تقصير منكر نبوت باشند ، اينان هم جزء مؤمنانند ، « ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر » اين آيه توحيد را به عنوان محور ايمان با عملى صالح و ايمان به آخرت ميزان هدايت قرار داده و نبوت را ياد نكرده است . براين مبنا اگر كسى بدون قصور يا تقصير به نبوت ايمان نياورده ولى به خدا يا روز جزا ايمان آورده و عملى شايسته بر اين دو مبنا داشته ، او را مأجور دانسته ، يعنى در حد خود ديندار است . در كلّ تمامى نصوص اعتقادى توحيد را محور اول ايمان دانسته و اعتقاد به قيامت و رسالت را بر محور توحيد و فرع آن دانسته است . توحيد هم مصدر است ، هم منتهى ، چنان كه فطرت و عقلانيت و نيز رسالت آن را مصدر مىشناسد و نيز هدف و مقصد اصلى رسالت هم همان توحيد است كه نخستين دعوتهاى رسولان ، همان دعوت توحيدى است و سپس ساير دعوتهاى اصلى و فرعى . رسول ، پيامآور رب است و محور نيست و لذا هيچ كسى را به سوى خود دعوت نمىكند ، مگر به عنوان واسطهى معصومانهى وحيانى به سوى خدا . و در كل قرآن هم ، صراط و سبيلاللَّه است و خود رسول نيز سبيلى معصومانه به سوى اللَّه است و نه آن كه خود مقصود اصلى باشد . و ايمان به نبوت هم ضرورى است ، كه ضرورت اعتقاد به نبوت هم منطقى است و هم دينى . عقلانى و منطقى است به
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣١٩