تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
ربّانى كه فوق تحمّل كوه بود ، بر جبل مسلط شد و آن را منفجر كرد ، نه اين‌كه خدا در جبل نمايان شده باشد . اصولًا تجلّى خدا سه گونه است : 1 - تجلى ذات و صفات ذات و افعال الهى كه محال است . 2 - تجلى نتيجه‌ى فعل الهى در وحى رسالتى كه منحصر به رسل الهى و ملك مأمور ارسال وحى است . 3 - تجلى و نمايش نتيجه‌ى فعل الهى در بعد غيررسالتى مانند تجلى بر جبل يا ظهور قدرت و علم الهى در آفرينش هستى كه براى كل مكلفان و عاقلان نمايان است . كلًا چه در رسالت و چه در غير رسالت « تجلى فيه » وجود ندارد ، بلكه « تجلى له » از نوع مفعول لاجله است . ذات و صفات و افعال حق هرگز براى احدى تجلى ندارد ، چون هيچ‌كدام براى احدى مفهوم نيست ، فقط نتيجه‌ى صفات و افعال حق تا حدودى براى مكلفان برحسب درجاتشان مشهود است كه تجلى خود خدا نيست ، بلكه نمايش قدرت و علم الهى است . همان‌طور كه با مسلط شدن قدرت الهى بر جبل ، بيش از حد توان كوه ، آن را منفجر كرد . « 1 » درست است كه گرفتن و شنيدن وحى به همراه ساير حالات و خصوصيات آن يك نوع تجربه محسوب مىشود ، اما اين تجربه منحصر به خود پيامبران است و ديگران به هيچ وجه چنين تجربه‌اى نخواهند يافت ، پيامبران با انتقال پيام ربّ به مكلفان راه را براى تبعيت آنان از فرمان الهى باز كردند و به آنان گفتند كه ما از طرف پروردگار مأموريم وحى را به شما برسانيم تا به آن عمل كنيد و رستگار شويد ، نه اين‌كه گفته باشند هرچه ما يافتيم ، شما هم بيابيد و صاحب و شريك يافته و تجربه‌هاى نبوى گرديد تا
هامش
( 1 ) - توضيح اين‌كه - خداى متعال در بُعدِ رِبُوبى اشياء هر شيئى را در حدّ خودش ايجاد و احداث و خلق فرموده است « وَ كُلُّ شيىٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ » كه چنان‌چه هر شيى را نسبت به خودش بسنجيم حدّ و حدود وجودى آن شيى كه خداى حكيم برايش مقرّر فرموده با تجربه براى ما واضح و روشن مىگردد . و چنان‌چه آن حدّ افزايش و فزونى يابد آن شيىء نابود و يا مُتغَيَّر مىگردد . بنابراين در آيه شريفه - فَلَّما تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ - كه تجلى ربوبى بيش از توان جبل بوده نتيجتاً - جَعَلَهُ دَكّاً وَخَّر موسى صَعِقاً - اعراف 143 - محقق گرديد . ( خادم‌القرآن )