تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مرحله‌ى بعد ، تنزيل آن معناى محكم در طى 23 سال به صورت مفصّل با الفاظ ، امثال و عبارات گوناگون بود ، كه به‌طور قطعى بر پيامبر نازل شد . اين مرحله قبل از شب معراج پيامبر شروع شد ، زيرا پيامبر در شب قدر ، پيامبر و قرآنى نشد ، بلكه در روز مبعث به قرآن و به پيامبرى رسيد و وحى الهى را دريافت نمود و پس از مدتى حدود 50 روز در شب قدر ماه رمضان همان سال به معراج شرفياب شد كه كلّ رموز و معارف قرآنى بدون جمله و يا عبارتى به صورت معنى بر قلب پيامبر وارد شد . آيه‌ى اوّل سوره‌ى هود بيان‌گر هر دو وحى است : « الر كِتابٌ احْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير » كتابى كه آياتش فشرده گشت سپس از هم باز شد ، از جانب خداى كانون حكمت و بسيار آگاه . مرحله‌ى اول تحكيم ، و بعد از مرحله‌ى تحكيم بلافاصله تفصيل همان محكم در طول 23 سال رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مكه و مدينه در شرايط مختلف نازل شده است . بنابراين « احْكِمَتْ و فُصِّلَت » مساوى يكديگرند . چنين نيست كه مقدار نزول قرآن در شب قدر با مقدار نزول آن در طى 23 سال رسالت با هم تفاوتى داشته باشد . تنها نوع القاء و نزول وحى دو گونه بوده است . « قُرآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزيلًا » ( اسراء / 106 ) قرآن را باز كرديم . قرآن بسته در شب قدر كه پيغمبرفهم بود . باز و تفصيل نموديم تا مردم‌فهم شود : « لِتَقْرَأهُ عَلى النّاس » و اين است معناى دقيق تنزيل كه در قرآن به آن اشارت رفته است يعنى تنزيل پيامبرفهمى به مردم و همگان‌فهمى بنابراين مجموع دو دسته آياتى كه نزول قرآن را در يك شب به اختصار و در 23 سال به تفصيل تعريف مىكنند ، هيچ‌گونه تناقضى ندارند . تنها در نوع اوّل تجربه نبوى نمايان مىباشد و وحى مجمل شب قدر ، پيامبر فهم و ويژه‌ى خود او بوده است . همانطور كه فهم حروف مقطعه مختص پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام است . ولى در دوّمى پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام با بقيه‌ى امّت يكسان هستند . زيرا مأموريت رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله ابلاغ همان وحيى است كه به او مىرسيد و جملاتى كه مىشنيد و مىگفت ، كه هر دو با هم يكسانند . در طى 23 سال كه بنا به شرايط و موقعيت‌هايى ، قرآن بر پيامبر نازل مىگشت بسيار اتفاق
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 278 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني