است : « و قالُوا لِجُلُودِهِم لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَينا قالُوا انْطَقَنَا اللَّهُالَّذى انْطَقَ كُلَّ شىٍ » ( فصلت / 21 )
به بدنهايشان مىگويند : چرا بر ضد ما شهادت داديد ؟ در پاسخ مىگويند : همان خدايى كه هر چيزى را نطق آموخته و به زبان آورده ما را نيز گويا كرده است يعنى ما با اجازه خداى تعالى بر عليه شما شهادت داديم نه به اختيار خودمان بنابراينتمامى اعمال مكلفان در روز جزا ديده و شنيده مىشوند كه خداى قادر متعال تمامى آنها را نسخهبردارى اصلى كرده است . گويى خودِ كارهاى زيبا و زشت حاضر مىگردند .
بالاخره تمامى اعمال مكلفان بر گردنشان تثبيت شده و در روز جزا آشكار مىشود . حتى زبان ، دست ، پا ، گوشت و پوست بدن نيز بر همهى كردههاى بشر گواهى مىدهند . خداى متعال همه اشياء را كه دستگاههاى گيرنده صداها و سيماهاست به كارِ گواهى عينى وا مىدارد و به سخن در مىآورد : « أنْطَقَ كُلَّ شَىءٍ » اين گيرندگىها با دستگاههاى گيرندهى بشرى سه تفاوت اساسى دارند : اولًا تا قيامت و روز موعود ، هرگز خراب شدنى نيستند . دوّماً اينكه گيرندگى زمين ، مطلق بوده و بهطور همه جانبه گيرنده است ، درحالىكه دستگاههاى بشرى ، مطلق و همه جانبه نيستند ، زيرا احتمال خطا بسيار دارند .
سوم اينكه زمين « 1 » تا روز قيامت ، دستگاه فرستنده نيست و فقط گيرنده است و آغاز فرستندگىاش به وحى الهى و در قيامت خواهد بود . اما آن دستگاههاى گيرنده و فرستندهاى كه به دست بشر ساخته شده هيچ ارتباطى به گزارش اعمال تكليفى مكلفان كه تنها با وحى و اراده الهى است ، ندارد . زيرا هيچ كدام مطلق نبوده و نيستند و نخواهند بود .
مرحلهى دوم وحى ، اولين مرحلهى وحى شعورى است : مثلًا وحى به حيواناتى مانند زنبور عسل : « و اوحى رَبُّكَ الَى النَّحْلِ انِ اتَّخِذى مِنَ الجبالِ بُيُوتاً وِ مِنَ الشَّجَرِ و مِمَّا
هامش
( 1 ) - گيرندگى زمين در عالم دنيا به طور مطلق و بدون انقطاع در تمام عمر زمين و زمان است . لكن فرستندگى و گزارش او فقط در قيامت است چون آغاز فرستندگى او بايد با اذن و اجازه خداى تعالى صورت گيرد و اين اذن و اجازه هم نخواهد بود مگر در قيامت اما دستگاههاى گيرنده بشرى هرگز به طور مطلق گيرنده نيستند ، زيرا با كوچكترين آسيبى از كار افتاده و انقطاع پذيرند . علاوه كه دستگاههاى بشرى به مقدمههاى زيادى نيازمندند تا عملى جزيى را انجام دهد اما دستگاههاى الهى نه تنها مقدمهاى ندارد كه : « اذا ارَادَاللَّهُ ان يَقُولَ لهُ لن فَيَكُونُ » است . فقط اراده و مشيّت الهى حاكم است و بس . ( خادمالقرآن )