تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مهمل وجود ندارد . تنها مىتوان ، رمزى و كليدى بودن آن‌ها را پذيرفت . اين‌ها كليدهاى گنج‌هاى قرآن هستند . فهم رموز و اشارات اين حروف مخصوص معصومين عليهم السلام و فهم الفاظ و كلمات قرآن ، قابل درك براى همگان است . لغت وحى مانند لغات ديگرى مثل سياست ، بين زيبا و نازيبا مشترك است . سياست يا رحمانى است يا شيطانى . نمىتوان گفت لفظ سياست دليل بر شيطنت است . لكن در عمل مشخص مىشود . يعنى دين خدا و اسلام از سياست رحمانى جدا نيست ، اما از سياست شيطان جداست . روش و سياست‌هاى شيطانى هم از يكديگر جدا نيستند ، بلكه از سياست رحمانى جدايند . در قرآن نيز وحى به دو نوع رحمانى و شيطانى تقسيم شده است : « شَياطِينَ الْأِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحى بَعْضُهُمْ الى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً » ( انعام / 112 ) شيطان‌هاى انس و جن برخى به سوى بعضى سخن مزخرف را از روى غرور و فريب ، رمز مىدهند . اشاره‌ها و وحىهاى رحمانى نيز به دو نوع است : وحى مطلق و غير مطلق . وحى غير مطلق : نوعى اشاره و رمز است كه با آن يك شخص مؤمن شايسته به يك مؤمن شايسته ديگر حقيقتى را بيان كند و چون اين دو مطلق نيستند ، ممكن است در القاء مطلبى يا حقيقتى اشتباه كنند . اما وحى ربّانى ، اشتباه و نقصانى ندارد ، چون هم فرستنده‌ى وحى مطلق است و هم موضوع وحى و هم گيرنده‌ى وحى مطلق است ، و اين وحى مطلق نيز داراى درجاتى است : اولين درجه ، وحى تكوينى به جمادات است . به گونه‌اى كه مخاطَب يا گيرنده‌ى وحى ، مضمون و مفهوم وحى را نمىفهمد ، اما قابليت دريافت و انجام فرامين وحى را دارد : « وَ انْ مِنْ شَيىءٍ الَّا يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ وَ لكِنْ لا تَفقُهُونَ تَسْبِيْحَهُم » ( اسراء / 44 ) و هيچ چيزى نيست جز آن كه با حمد و ستايش خدا او را تسبيح و تنزيه مىكند و ليكن شما تسبيح آسمان را نمىفهميد . تسبيح كوه و دشت و صحرا را نمىفهميد و . . . امثال اين آيه اشاره دارد كه همه‌ى موجودات ، به اندازه‌ى سعه‌ى وجودى خود