اساساً چرا خداى متعال راضى به اسلام است ؟ چون با قرآن ، دين كامل و نعمت در كلّ ابعاد تشريعى بر مكلّفان تمام شده است . موضوع بحث آيه ، فقط ولايت نيست ، بلكه جميع جهات شريعت در ميان احكام و تكاليف و خواستههاى الهى بر مردم در بيان معارف و حقايق و از جمله ولايت ، بيان و كامل شد و به وسيله آخرين نعمت مُهرِختام الهى با پديدهى ولايت و امامت بعد از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله بر ورقه وحى الهى زده شد كه با اعطاء اين نعمت بزرگ « امامت و ولايت » اكمال دين و اتمام آن محقّق گرديد و تا پايان زمان تكليف مرضىّ حقّ واقع گرديد . اگر اسلام كامل و كافى نباشد ، وحى و رسالت جديدى لازم است - نه پندارها و راهحلهاى جديد بشرى ، زيرا خداى تعالى ناتوان از فرستادن رسولان ديگرى نيست و اگر شيوهها و روشهاى جديدى لازم باشد ، خداى عليمِ حكيم بايد بفرمايد نه غير او . بنابراين دلايل و ادلّهاى ديگر نيز دلالت دارد كه هرگونه تحريفى در قرآن مطرود و مردود است . « تحريف » از حرف است و حرف جانب كلام است . يعنى قرآن را به جانبى غير از جانب قرآنىاش انداختن كه داراى پنج مرحله است :
الف ) تحريف معنوى كه قرآن را بر خلاف نصّ و يا ظاهرش معناكردن و بر قرآن تحميل نمودن كه هم كفار و هم مسلمانان اينگونه تحريف بر قرآن را بسيار مرتكب شدهاند . لكن قرآن چنانكه ذكر شد ، با ابزارها و قراين درونى خودش ، مفسر و مبيّن خود است و هرگونه تحميلى بر خود را آشكار مىسازد .
ب ) تحريف لفظى كه چهار نوع است :
1 - تحريف به زيادشدن در قرآن كه هيچ كسى در جهان در بين مسلمين ، كفار يا اهل كتاب قائل به زيادشدن لفظ ، كلمه يا عبارتى بر قرآن نيست .
2 - تحريف به جابهجا شدن برخى آيات بر خلاف وحى .
3 - تحريف به نقص و افتادن بعضى آيات .
4 - تحريف به عوض شدن برخى لغات يا عبارات با لغت يا عبارتى ديگر .
سه مورد اخير در ميان مسلمين ، يا اهل كتاب قائلينى دارد كه طبق ادلّهى مذكور ،
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٢٤