بگويد : شما بهگونهاى نگفتيد كه من متوجّه شوم ، استاد چه پاسخى خواهد داشت ؟ « 1 »
5 - ماهيت كل آيات قرآن كريم ، از نظر فصاحت و بلاغت و مطلق بودن ، دلالت بر عدم تحريف دارد . زيرا افكار ، انديشهها ، احكام و جملات بشرى هرگز مطلق نبوده و نيست ، و اگر بشر در قرآن دخالتى كرده باشد ، خطا و اشتباه بودن آن قسمت نيز در هر صورت قابل اثبات خواهد بود . بنابراين شما ثابت كنيد چه چيزى در قرآن خطا و اشتباه است تا سيه روى شود آن كه در او غش باشد . قرآن فى نفسه بيانگر اعجاز و ربّانى بودن خود است .
علاوه كه از نظر تواتر ميان مسلمين نيز فوقالعاده است ، لكن بالاتر از مسئلهى تواتر ، ماهيت عباراتش ، نمايانگر وحيانى بودن كلمه به كلمهى قرآن است .
6 - دهها آيه از خود قرآن دلالت بر عدم تحريف آن دارد ، از جمله :
« إِنّا نحنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وِ إِنَّا لَهُ لحافظون » ( حجر / 9 )
همانا ما خود ما ، نازل كرديم اين ذكر [ قرآن ] را و همانا ما براى او حتماً حافظ و نگهبانيم .
« ذكر » به دليل آيات قبل - از جمله آيات اول و پنجم - خود قرآن است و نام قرآن در آيه اول هم آمده است .
ده تأكيد در اين آيه براى حفاظت و صيانت قرآن از تحريف ، توسط حضرت حقّ جلّ اسمه به كار رفته است . ضمائر جمع ، دلالت بر جمعيّت صفات ربانى دارد ، يعنى خداى تعالى با همهى صفات ذات يگانهى خود ، ضامن حفظ قرآن شده است .
7 - « لاتُحَرِّكْ به لِسانِكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ و قُرْآنَهْ » ( قيامت / 17 ، 16 )
هامش
( 1 ) - در بيان وحى و ارسال رسل و عمل به فرامين الهى نيز دقيقاً همين فرض متصوّر و غير قابل انكار است . به دليل همان آيات قبل و آيات ديگر مثل « لا يُكَلِّفُاللَّهُ نَفساً الّا ما اتيها » ( سورهطلاق / 7 ) « و ما كُنّا مُعَذِّبينَ حَتى نَبْعَثَ رَسُولًا » ( سورهاسرى / 15 ) خداى متعال كسى را مكلف نمىكند مگر به آنچه از وحيش به او داده است ، و خداى تعالى عذاب نمىكند . كسى را مگر آن كه فرستادهاى وحيانى براى انذار او فرستاده باشد . . . بنابرين كسانى مورد مؤاخذه و عذاب الهى واقع مىشوند ، كه علم به تكليف داشته باشند ، وحى به آنها رسيده ، احكام الهى براى آنها تبيين شده باشد . و الا افراد ناآگاه و قاصر هرگز مورد مؤاخذه قرار نمىگيرند مگر اين كه قصورشان از روى تقصير باشد كه اين هم بحث جدايى دارد و در جاى خودش مفصلًا بيان شده است . ( خادمالقرآن )