وقتى وارد تاريخ مىشود . چه غبارها و حجابها بر آن مىنشيند و چه قطعهها از آن بريده يا بر آن افزوده مىشود ! و آنچه مىماند حداقل لازم معنويت و هدايت است كه براى آدميان عرضه و اعطا مىشود و همين است معنى دقيق تنزيل كه در قرآن به آن اشارت رفته است . [ كيان / 36 ]
آيةاللَّه صادقى : اولًا بايد پرسيد : آيا گفتههاى خود شما نيز خالص است يا ناخالص است ؟ طبق سخن خودتان كه هيچ چيز خالص در جهان يافت نمىشود ، همين سخن شما نيز شامل ناخالصىها خواهد بود ! ثانياً ما در جهان هم خالص داريم و هم ناخالص .
خالص دو گونه است : چيزى كه خالص است و هرگز مخلوط و مشوب با چيز ديگر نيست . ذات مقدّس خداى تعالى است كه حقِّ خالص است و بطلانپذير هم نيست و هرگز ناخالص هم نمىشود . پس حداقل يك چيز خالص داريم و حتى بيشتر از آن ، دلايل اثبات خداى سبحان نيز خالص است . يعنى اگر شكاكان و شكسازان با ادلّهاى در وجود خداى تعالى تشكيك كنند ، با حجت رساى ربانى و براهين محكم وحيانى و عقلانى از تكوين و تشريع قابل پاسخگويى است . « 1 »
نوع ديگر خالصهايى كه مخلوط با چيزهايى مىشوند كه اين نوع هم دو گونه است :
يك نوع كه قابل تخليص نيست و نوعى كه تخليص مىشود .
حال ببينيم آيا قرآن كريم خالص محض است يا نه ؟ ! و چنانچه تنزّل كنيم و فرض كنيم كه نعوذبااللَّه قرآن هم با غير قرآن مخلوط شده باشد - سؤال اين است كه آيا اين مخلوط شده قابل تخليص هست يا خير ؟ ما دستكم با چهارده دليل معتقديم كه - قرآن بايد خالص باشد تا خدشهاى بر ولايت تشريعى و دستگاه عظيم ربوبى وارد نشود :
1 - عصمت ربانى و الهى مقتضى است كه وحى آخرينش را به هر وسيلهاى كه خود مىداند حفظ كند . يا با ارسال رسولان يا با نگهدارى دقيق و استوار از آخرين وحى . يا بالُوث كردن توطئه خائنان و امثال آن ، زيرا ذات و صفات و افعال خداى متعال ، معصوم
هامش
( 1 ) - چنانكه استاد معظّم در كتاب « حوار بينالهيين والماديين » : ماترياليسم و متافيزيك و كتاب « آفريدگار و آفريده » بهطور مفصل پيرامون اين مسئله بحث فرمودهاند و نيز در تفسير شريفالفرقان - ذيل آيات مربوطه هم مفصلًا بحث نموده و جواب شبهات موجود را دادهاند . ( خادمالقرآن )