مبناى همان ايمان است . بنابراين اهل كتاب در صورتى كه از حقيقت وحى قرآن اطلاعى نداشته باشند يا حتى اگر اطلاع مختصرى داشته ، ولى حقيقت قرآن براى ايشان تبيين نشده باشد و طبق شريعت يا مذهب خودشان ايمان و عمل صالح داشته باشند ، همگى اهل نجاتند . لكن اگر كسى تحقيق كند و به حقّانيت آخرين وحى الهى پى ببرد و آن را دستور العمل خود قرار داده و به آن عمل كند در صراط مستقيم است ، و اگر اهل كتاب از روى قصور در آگاهى يا عدم تبيين در شناخت اسلام ، به شريعت خود مؤمن و پرهيزگار باشند ، آنان نيز در سبيل الهى قدم برداشتهاند . و اين قصور نيز قصور نسبى است . به عنوان مثال - اگر در كوه يا بيابانى زندگى كرده و اصلًا با شرايع الهى آشنا نيست ، لكن بر مبناى عقل و فطرت درونى و بر اساس قراين و شواهدى فهميد خدايى هست و به ياد او بود و بر طبق فطرة سليم خودش اعمالى صالح انجام داد او نيز در حدّ خود ، اهل نجات است ، او در طريق الىاللَّه قدم برداشته است ، نه در سبيل يا صراط . پس طريق اعم از سبيل و سبيل اعم از صراط است كه همگى با شرايط و درجاتشان اهل نجاتند . اكثريت عامهى مردم از سنيان و شيعيان اگر در تفكر و عمل به قرآن دچار قصور باشند ، اهل نجاتند ، زيرا تكليف در زمينهى علم و آگاهى كامل به حكم الهى است و اگر كسى به حكم يا احكام الهى آگاهى نيافته باشد ، اهل نجات است . البته به شرطى كه جستجو كرده باشد و نرسيده باشد يا اين كه ظرفيت فكرى و علمى براى تحقيق نداشته باشد كه اكثريت عامه چنيناند . اصولًا در عصر حاضر مسيحى ، يهودى ، شيعه يا سنّى مطرح نيست ، چرا كه همهى مذاهب و شرايع دچار انحرافات و اقوال متشتت سرگردان كننده شدهاند ، اگر كسى ايمان به خدا داشته باشد ، بايستى از سرچشمهى وحى و آخرين دستورات الهى استفاده كند كه در انحصار شيعه هم نيست ، بلكه در انحصار قرآن و روايات موافق قرآن از معصومين عليهم السلام است و ديگر هيچ . كجا خداى متعال يا رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمودهاند : كه اگر به آراء فقهاى شيعه يا سنى عمل كنيد ، اهل نجات هستيد ؟ هرگز ! بلكه خداى متعال مىفرمايد هركسى فقط از خدا و رسول او اطاعت كند ، اهل نجات و هدايت است و ديگر هيچ . فرامين خدا و رسول هم در كلام
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 211
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢١١