حقيقت توشهاى برگرفتهاند كه اگر با همهى تلاش و تحقيق قدم بردارند يقيناً به مرادات الهى ، مخصوصاً در آيات الاحكام مىرسند و اگر به اندازهى توان و قدرت نهفتهى درونيشان كه خداى متعال در فطرت و عقل بشر به وديعت نهاده است ، همت نكرده باشند ، قاصر يا مقصّر خواهند بود و تعداد اين دسته گرچه بيشتر باشد ، دليل بر عدم هدايت الهى نيست . زيرا اگر طبق نظريهى قبلى همه را هدايت يافته بدانيم ، پس گمراهان با چه معيارى شناخته خواهند شد ؟ آيا اگر كسى مخالف فهم بشرى قدم برداشت گمراه است ؟ يا مخالف وحى و مراد الهى ؟ آيا مراد الهى همان كثرت و تبعيت از آراء بشرى است تا مخالف آن گمراه باشد ؟ در اين صورت هيچ كسى گمراه نيست و همه هدايت يافتهاند ! حقيقت اين است كه مضلّين بايد با معيار حقيقت وحى سنجيده شوند و مخالفان وحى نيز بسيار اندكند ، ولى كسانى كه وحى خالص را به طور صحيح نفهميدهاند و يا نخواستهاند كه بفهمند ، بيشترند - و اين كج فهمىها چه بسا واقعاً رنج دهنده و عذابآور است كه انشاءاللَّه خداى متعال خود در تمام موارد قضاوت خواهد فرمود ، به هر حال - چنانچه هدايت شدگان نيز كم باشند ، لكن چون مراحل هدايت متفاوت است قهراً درجات آن نيز بستگى به چگونگى فهم و تدبّر صحيح در كلام خدا دارد .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢١٤