فرستندهى شيطان بود يا خداى رحيم و رحمان ؟ [ كيان / 36 ]
آيةاللَّه صادقى : خداى تعالى عليم ، حليم ، رحمان ، رحيم ، هادى . . . بوده و هست و خواهد بود - و لكن - نه به گونه اجبار كه : « وَلَو شِئْنا لَأتَيْنا كُلَّ نفسٍ هُداها » ( سجده / 13 ) و اگر [ بر فرض محال از نظر حكمت ] بخواهيم ، حتماً - براى - هر كسى هدايتش را - در ذاتش - قرار مىدهيم .
آيا از نظر عقلى اگر شخص مكلف ، مقام و منزلتى را با اختيار به دست آورد ، بهتر است يا اينكه بدون سعى و كوشش و نشان دادن لياقت ، مقامى را بالاجبار به او بدهند ؟
بالطبع اوّلى بهتر است .
خداى متعال در عالم تكليف راه بهتر را براى مكلّفان برگزيده است . منتهى از نگاه كوتهنظران قاعده اين بود كه خدا شيطان و شيطنتها را خلق نكند . همان گونه كه خاك را خاك و درخت را درخت آفريد ، ولى بدون تكامل معنوى ؛ بهتر بود انسانها ، اجنّه ، ملائكه و كل مكلّفان را صاحب اختيار و مكلّف خلق نكند . و حال كه انسانها را خلق نموده لازم بود رنگى را كه خود مىپسندد به آنها بزند . البته اگر چنين بود دنيايى يكرنگ و بدون تغيير و تحول داشتيم ، مانند عالم جمادات ، گياهان و حيوانات . « 1 »
اصل جواب اين است كه دنياى مكلّفان ، اختيارى است و ابزارهاى دريافت و انجام تكاليف از درون و برون براى آنان مهياست . ابزارهاى درونى عقل ، فطرت و فكر .
ابزارهاى برونى هم تمامى آيات الهى است : « سَنُريهِمْ آياتِنا فِى الْآفاقِ وَفى انْفُسِهِم حَتَّى يَتَبيَّنَ لَهُمْ أنَّهُ الحَقُّ » ( فصلت / 53 ) « به زودى نشانههايمان را در برون و درونشان ، نشانشان مىدهيم تا به خوبى برايشان روشن شود كه او تمامى حقّ است » .
« هُوَ الَّذى أرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ » ( توبه / 33 )
اوست كسى كه - فرستادهى ويژهاش - را به تمامى هدايت و دين تمام حق فرستاد تا
هامش
( 1 ) - در آن وقت نيز اين سؤال پيش مىآمد كه خداى قادر حكيم به چه غرض اين دنياى حيوانى و نباتى را خلق كرده ، حكمت چه بوده ؟ و اصولًا چرا خلق كرده فايدهاش چيست و دهها سؤال ديگر كه قدرت و حكمت و غرض الهى را زير سؤال مىبردند ، فلذا در دنيايى كه عقل و اختيار در آن نباشد تعالى و تكاملى نباشد ، فهم و دركى نباشد - امتياز و ارزشى هم نخواهد بود . ( خادمالقرآن )