فقهاى شيعه يا سنى نيست ، بلكه در قرآن و سنّت قطعيه است و هر كسى كه بخواهد به آنها عمل كند ، بايد به سراغ سرچشمه اصلى برود و نه به سراغ سيل آلودهاى از آراء متضاد كه در تاريخ به راه افتاده است .
بهطور كلى هدايت خدا ، دو بُعد عام و خاص دارد . هدايت عام الهى همان ارائةالطريق از برون و خلقت استعدادها و فطرتها از درون است ، و هدايت خاص ، ايصال الى المطلوب است - كه شامل بندگان ويژه و مؤمنان است . رحمانيت و هدايت عام خدا بر همگان شامل است ، حتى بر شيطان ؛ زيرا خداى متعال راه را بر همگان نمايان ساخته است . اگر جمع كثيرى بعد از حضرت عيسى عليه السلام آيين تثليث برگرفتند يا بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى كسب مسند رهبرى و جانشينى ، از مسير حقّ منحرف شدند ، آيا حقيقت و راه برايشان ارايه شده بود يا نه ؟ آيا پيامبر صلى الله عليه و آله دستورهاى وحيانى را ابلاغ كرده بود يا خير ؟ اگر ابلاغ نكرده بود ، شكست خورده و اصلًا پيامبر نبوده است . چون مىدانيم پيامبران به وظيفهى ارسال و ابلاغ وحى عمل كردهاند ، پس بايد در عرصهى درون دينى بحث كنيم كه چه مسايلى باعث شده كه اوضاع چنين آشفته شود و به كداميك از تكاليف الهى عمل شده و به كدام عمل نشده است .
بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تكليف همگان در قرآن و سنّت قطعيّه روشن است و اگر ائمهى معصومين عليهم السلام در اثر شيطنت و خيانتى كه در صدر اول انجام شد به كنارى رانده شدند ، اما حجّت رساى ربّانى در بيان تكاليف و احكام شريعت ، بالغ و توانمند بوده و هست و هيچ عذرى براى هيچ يك از مكلّفان وجود نداشته و ندارد ، گرچه با اين جهالتها و خيانتهاى تاريخى ، موانعى ظاهرى بر سر راه مستقيم الهى پديد آمده ولى با تلاش در فهم صحيح متن اصلى شريعت ، اين موانع هم برطرفشدنى است .
در اينجا وظيفهى علماى ربّانى اين بود كه اولًا حقّ اصيل بىحجاب و نقاب را در گفتههاى دين بيابند و سپس آن را بر جهانيان عرضه كنند . چنانكه اگر خود پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام هم بودند وظيفهى آنها همين بود . حال كه ايشان نيستند ، لكن كتاب محكم قانون الهى هست و براى بيان حقّ كافى و وافى است ، و همه در مقابل آن مسؤولند .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢١٢