تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آتَيْتُكُمْ مِن كِتابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُّرُنَّهُ قالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلكم إِصْرى قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُم مِنَ الشَّاهِدينَ » آن هنگام كه خدا پيمان پيامبران بزرگ را برگرفت ، كه چون به شما كتاب و حكمتى دادم ، پس از آن فرستاده‌ى ديگرى « ازجانب من » به سويتان آمد كه آن‌چه با شماست تصديق كننده است ، به راستى به او بايد ايمان بياوريد و بىگمان او را يارى كنيد ، فرمود : آيا - به اين حقيقت - اقرار كرديد . و - اين - بار گرانم را برگرفتيد ، « نبيّين » گفتند : اقرار كرديم . « خدا » فرمود پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم . اين آيه به وضوح نشان مىدهد كه خواست الهى از قبل ، فرستادن شريعتى دائمى و ابدى بوده است و اگر پيش از آن ، شرايع ديگرى فرستاده ، بنا بر حكمت و مصالحى ، مثل امتحان بوده و رضايت الهى در هر زمان ، عمل به همان دين و بعد از اسلام عمل به آخرين وحى است و اين آيه در مورد پيامبر آخرين است : « لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصّرُنَّه » يعنى انبياء عظيم‌الشأن پيشين ، به خود پيامبر خاتم بايد ايمان مىآوردند تا رسالتشان از طرف خداى متعال مورد تأييد باشد تا چه رسد به ايمان به شريعت ايشان ؛ طبق همين آيه و آيات ديگر ، رسولانى كه زنده‌اند ولى از ديده‌ها غايبند ، مانند حضرت مسيح و خضر و . . . عليهم السلام ، مكلف به عمل به آخرين شريعتند و به تبع آن‌ها ، پيروانشان نيز طبق بشاراتى كه داده‌اند بايد آن را مىپذيرفتند . لكن نپذيرفتن ايشان دليل بر مساوى بودن يا باطل بودن يكى يا همه نيست . تئورى عقلانيت در جايى قابل بحث است كه مكلّف ، با علم و آگاهى دقيق و رعايت بىطرفى تحقيق نمايد ، اما اكثر مردم مخصوصاً عامه‌ى مردم ، آگاهى دقيق و شايسته از حقيقت خالص را ندارند و لذا تكليف الهى منوط به نتيجه‌ى عقلانى آن‌ها و عمل به همان اعتقادات خودشان است ، البته به شرطى كه حقيقت به آن‌ها به نحو شايسته نرسيده باشد ، اكثر محقّقان و پژوهشگران نيز - چنان‌كه در اول بحث گفتيم - فقط در يك شريعت يا مذهب و فرقه تحقيق مىكنند و فرصتى براى بررسى همه‌جانبه در شرايع مختلفه را ندارند ، اگر هم كل شرايع را بررسى كنند ، در نهايت به علت وجود پيش‌فرض‌هاى ذهنى ، ناخواسته برداشتى مطابق مفروضات خود دارند ، كه