در فاعليّت و اصل صنعت .
هشتم : آنكه پيشتر دانستى كه از احاديث اهل بيت عليهم السلام در معنى اين حديث شريف دو وجه ظاهر مىشود . پس در موضع بيان اقتصار به ذكر يكى از اين دو وجه ، بدون اشعار بهعدم انحصار خالى از حزازتى نيست ، مگر اينكه معنى كه قبل از اين بيان فرموده است آن را تفصيل وجه ديگر از اين دو وجه خيال كرده باشد و راه خيالش همان است كه در سخن سيّم گفتيم .
كتل
بدانكه سخن آن جناب در اين باب با اين همه پيچ و تاب و خصوصيّات ناياب ، باز از ساير سخنهاى اصحاب بهتر و به سامانتر است ، خصوص از سخن والد ماجد آنجناب در حاشيهء كتاب شرح مختصر كه به التماس آن مرحوم مرقوم داشته است ؛ چه از آن كلام با نهايت اطناب غير غلق و اضطراب و عجز و تعجيز در اين باب ، چيزى دستگير طلّاب صدق و صواب نمىشود .
لهذا اين مقام را به تضمين آن كلام حكمت نام تزيين ننموده ، حواله به آن حاشيهء متن غاشيه نموديم و در آن كلام حكمى ، نظام حافظ به اين دو بيت خود حلّاجى شده است :
در كارخانهء عشق از كفر ناگزير است * آتش كه را بسوزد گر بولهب نباشد
و به ابيات مذكوره سلطان العلما نيز وهنى عظيم رسيده است مجملًا نعل مىريزد در اين وادى براق ؛ والحقّ سخنى بى عيب و ريب در اين باب ناياب است ، مگر آنچه در اوّل و آخر باب به عرض صاحبان طبع وقّاد و ذهن نقّاد رسانيديم كه آن سخن ، چنان كه دانستى خالى از وصمهء عيب و ارتياب و مقرون بهحقّ و حساب و شرع مستطاب است امّا چه سود .
شعر :
سالها شد تا چراغ دل بهحقّ افروختيم * عاقبت در مجلس كوران بى جا سوختيم