ديگر بيان فرموده ، هر چند كه آن روش هم بعد از روشى كه از ما دانستى تكلّفى است مستغنى عنه ، چنان كه بيان خواهد شد .
پس بشناس قدر آن را كه حلّ مسأله به اين آسانى و پاك بيانى در هيچ زمانى از هيچ انسانى بهظهور نرسيده و چنان درك [ از ] احدى از خاصّ و عامّ در سلك انتظام نكشيده [ است ] .
شعر :
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد * ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد
بخصوص در اين زمان و به تخصيص عجمان ، ففي الحديث : « رأيُ المؤمن ورؤياه فى آخر الزمان على سبعين جزءاً من أجزاء النبّوة » . « 1 »
وفي آخر : « ولكنّ اللَّه - تبارك و تعالى - لم يزل منذ قبض نبيّه صلى الله عليه و آله هلمّ جرّاً يمنّ بهذا الدين على أولاد الأعاجم ، ويصرفه عن قرابة نبيّه صلى الله عليه و آله ؛ هلّم جرّاً فيعطي هؤلاء ، ويمنع هؤلاء » . « 2 »
وفى آخر : « لو كان الإيمان في الثريّا لناله رجال أو رجل من هؤلاء » . « 3 »
رشحهء سيّم : هر چند اشاعره شبههء دوم را بهنحوى كه مذكور شد تقرير كردهاند ، امّا اگر كسى چنين تقرير كند كه : قدرت و ارادهء عباد هر گاه علّت باشد ، اضطرار لازم آيد ؛ زيرا كه بر اين تقدير اگر چه نفس فعل به اراده و اختيار بنده است ، لكن اراده و اختيار بنده نه بهاراده و اختيار بنده است ؛ دفعا للدّور والتّسلسل ، پس جبر بالكلّيّه منتفى نباشد .
جواب شبهه به اين تقرير نيز از چند وجه است :
اوّل : التزام جبر در اختيار و اراده ؛ و اين مختار جمهور علماى اماميّه و حكماى متألّهه است و بيان اين التزام و شرح اين كلام در خاتمه بيايد و بر اين اصل ، مسايلِ چند متفرّع سازند ، چنان كه بعضى از آنها گذشت .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 8 ، ص 90 ، ح 58 ؛ بحارالأنوار ، ج 58 ، ص 176 ، ح 40 .
( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 380 ، ح 2 ؛ بحارالأنوار ، ج 48 ، ص 303 ؛ و ج 49 ، ص 232 ، ح 19 .
( 3 ) . صحيح البخارى ، ج 6 ، ص 63 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 192 ؛ السنن الكبرى ، ج 5 ، ص 76 ، ح 8278 . و ن . ك : بحارالأنوار ، ج 48 ، ص 305 ؛ و ج 58 ، ص 230 ؛ و ج 61 ، ص 117 .