اختيارهم ، فكيف يسرمد العقابُ عليهم ؟ ! « 1 »
و در موضع ديگر از همان كتاب گويد :
أمّا الصواب والعقاب فهما من لوازم الأفاعيل الواقعة منّا وثمراتها ، ولواحق الامور الموجودة فينا وتبعاتها ، ليسا يردان علينا من خارج - إلى أن قال - وليس ذلك لأنّ اللَّه سبحانه يستولى عليه الغضب ، أو يحدث فيه الانتقام ، تعالى عن ذلك ، وإنّما ورد مثل ذلك في الشرع على نحو من التجوّز ، « 2 » انتهى .
مجملًا قول مشهور - أعني اختيارى نبودن اختيار - بهعلاوهء آنچه گفتيم كه از روى غفلت و اشتباه در معنى قدرت واقع شده است ، استحقاق نيز به اين قول باطل مىشود و بالاخره منجرّ است به اقتضاى ذات ابولهب كفر را .
و به اينكه ايجاد ابولهب بهاقتضاى نظام و عقابش بر وجه انتقام باشد ، بلكه كالمرض و بالعرض و بهجهت خير غير و اقتضاى دير بود ، چنان كه صريح عبادات اشارات است و محقّقان ديگر نيز در اصلاح اين اصل بىبنياد ، تحقيقها كردهاند و تفصيلها دادهاند و طومارها نوشتهاند .
و مع ذلك باز چارهاى نكردهاند و بنابر غفلتى كه در تحقيق معنى قدرت و توانستن كردهاند نتوانستهاند كه بهغير اين قسم تحقيق مقام كنند - چنان كه در فصل ششم بيايد إن شاء اللَّه - بلكه ديگران نيز كه خواستهاند تحقيق مقام كنند ، بهروش ديگر غير روش مشهور كه مستلزم بطلان استحقاق نباشد ، ايشان نيز از معنى اصلى قدرت غافل مانده ، لاعلاج بعضى منكر بعضى بديهيّات شده [ اند ] ، چنان كه مجملًا گذشت و مفصّلًا بيايد .
كتل : حاصل كلام در اين مقام آنكه هيچ يك از اين سخنان مذكور - چه مشهور و چه غير مشهور - پى به مقصد اصلى نتوان برد و راه اطمينان به هيچ كدام نتوان سپرد .
ولهذا معلّم ثالث چنان كه بيشتر گفتيم مخالفت همهء اينها نموده و اختيار را بهروش
هامش
( 1 ) . علم اليقين ، ج 1 ، ص 182 .
( 2 ) . علم اليقين ، ج 1 ، ص 203 .