سؤال كردم از حضرت صادق عليه السلام كه : هَل يَكونُ اليومَ شيءٌ لَمْ يكن في علم اللَّه بالأمس ؟ قال :
لَا ، مَنْ قالَ هذا فأخزاه اللَّه . قلتُ : أرأيتَ ما كانَ و ما هو كائِنُ إلى يومِ الْقِيامَة ، أليس في علم اللَّه ؟ قال : « بلى ، قبلَ أنْ يَخْلُقَ الخلقَ « 1 » .
و هر كس در اين گونه اخبار تأمّل كند ، مىفهمد كه حضرت حقّ - عزّوجلّ - به علم سابق ازلى خود مىداند جميع اشياء را قبل از اينكه موجود شود ، كه هر كه موجود شود ، چگونه موجود مىشود و چگونه تغيير مىيابد و چگونه فانى مىشود و بعد از فنا چگونه عود مىنمايد و بعد از عود چگونه زيست مىكند ، همه را مىداند به علمِ واحد ، بدون تعدّد التفات و نجد و نظر .
و كسانى كه مَثَل زدهاند علم بارى - جَلّ و عَلا - را به علم كسى كه اطّلاع بهم رساند بر كتابى دفعةً واحدهً و بعد توجّه نمايد به حرفى بعد از حرفى و سطرى بعد از سطرى و صفحهاى بعد از صفحهاى ، به ادّعاى اينكه علم به اصل كتاب متغيّر نمىشود به حدوث التفاتات خاصّه ، قول ايشان دور و ادّعاى ايشان باطل و مثل ايشان مردود و عقل ايشان ضعيف و رأى ايشان سخيف است ؛ به علّت اينكه خداوند براى خود احداث علم جديد و نظر جديد نمىفرمايد و در اشيا . . . « 2 » نمىكرد و توجّه به كلمهاى از موجودات ، بعد از كلمهء ديگر به نحوى كه فائت شود از او آنچه اوّل التفات ياد فرموده و فاقد شود آنچه را رفع التفات از او نموده نمىفرمايد و او را علم شيئى از علم شيئى مشغول نمىسازد ، بلكه احاطهء قيّوميّت اشراقيّهء او نسبت به جميع كلمات كونيّهء عليّهء زمانيّه و مكانيّه عَلَى السواست ؛ چنانچه مىفرمايد :
« لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ »
« 3 » .
و مىفرمايد :
« يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ »
« 4 » .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 148 ، ح 11 ؛ التوحيد ، ص 135 ، ح 6 ؛ و ص 334 ، ح 8 .
( 2 ) . در نسخه چند كلمه پاك شده است .
( 3 ) . سبأ ( 34 ) : 3 .
( 4 ) . سبأ ( 34 ) : 2 .