فَتَرَكْتَهُ كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي أَمَرْتَهُ بِالْمَعْصِيَةِ » .
شرح : مراد به جبر ، قدر مشتركِ ميان مذهب جَهميّه و اشاعره و فلاسفه است . و مراد به تفويض ، مذهب معتزله است .
مَثَلُ ذلِكَ ، به فتح ميم و فتح ثاء سه نقطه است و مراد ، نظير مَا نَحْنُ فِيهِ است كه ظاهر مىشود از آن مَا نَحْنُ فِيه و از جملهء مَا نَحْنُ فِيه نيست .
فَنَهَيْتَهُ نظير نفىِ تفويض است .
فَلَمْ يَنْتَهِ فَتَرَكْتَهُ ، فَفَعَلَ تِلْكَ الْمَعْصِيَةَ ، نظير « أَمْرٌ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ » است .
فَلَيْسَ تا آخر ، نظير نفى جبر است .
أَمَرْتَهُ به تخفيف ميم است ، بنابر اين كه امر به معصيت ، نظير جبر بر معصيت است .
و فاضل مدقّق ، مولانا محمّد امين استرآبادى - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - در حواشى كافي گفته كه : « يعنى كَمَا لَايَسْتَلْزِمُ الْأَمْرُ بِالْمَعْصِيَةِ لَايَسْتَلْزِمُ التَّفْوِيضُ » « 1 » .
يعنى : روايت است از محمّد بن يحيى ، از كسى كه خبر داد او را از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : نيست جبر و نيست تفويض ، وليك كارى است ميانِ اين دو كار .
راوى گفت كه : گفتم كه : و چيست كار ميان اين دو كار ؟
گفت كه : نظير آن ، حالِ مردى است كه ديدى او را كه مشرف بر معصيتى شده ، پس نهى كردى او را از آن ، پس قبول نكرد ، پس ترك كردى او را و لطفى با او نكردى كه باعثِ ترك آن معصيت شود ، پس كرد آن معصيت را ؛ پس نيست از آن حيثيّت كه قبول نكرد از تو ، پس تو واگذاشتى او را ، اين كه تو كسى باشى كه امر كرده باشى او را به معصيت .
[ حديث ] چهاردهم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ ، عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « اللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُكَلِّفَ النَّاسَ مَا لَا يُطِيقُونَ ، وَاللَّهُ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يَكُونَ فِي سُلْطَانِهِ مَا لَايُرِيدُ » .
هامش
( 1 ) . به مصدر اين سخن ، دسترسى نيافتيم .