تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
الْقُوَّة : توانايى ؛ و مراد اين جا ، توانايى از روى رغبت است . وضع ثقل عمل ، عبارت است از توفيق به جا آوردنِ عمل ، هر چند كه آن عمل ثقيل باشد به اعتبارى ديگر ؛ يا الفْ لامِ الْعَمَل براى عهد خارجى است و عبارت است از مَعْرِفَتِهِ . و بر هر تقدير ، منافات ندارد با آنچه مىآيد در « كِتَابُ الْجَنَائِز » در حديث اوّلِ « بَابُ الْعِلَّةِ فِي غُسْلِ الْمَيِّتِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ » كه باب سى و دوم است ، در خطاب با شخصى كه از شيعهء اماميّه شده بوده و پيش از آن از مخالفان بوده كه : « أَمَا إِنَّ عِبَادَتَكَ يَوْمَئِذٍ كَانَتْ أَخَفَّ عَلَيْكَ مِنْ عِبَادَتِكَ الْيَوْمَ ؛ لِأَنَّ الْحَقَّ ثَقِيلٌ ، وَالشَّيْطَانَ مُوَكَّلٌ بِشِيعَتِنَا » . « 1 » وَهَبَ لِأَهْلِ الْمَعْصِيَةِ از باب مَجازِ مشاكله است ، يا اشارت است به اين كه از بس كه ايشان مستحقّ قوّت بر معصيت‌اند ، گويا كه طلبيده‌اند و بخشش شده . اضافه در إِطَاقَةَ الْقَبُولِ اضافهء لاميّه است . و « إِطَاقَة » نوعى از وسعت در قدرت است كه آن را استطاعت نيز مىنامند و مىآيد در اوّلِ « بَابُ الاسْتِطَاعَةِ » ؛ يا بيانيّه است . پس اطاقه به معنى صبر كردن است و منعِ اطاقه ، به معنى منع توفيق اطاقه است . وَاقَعُوا ، به قاف و عين بى نقطه است . الْمُوَاقَعَة : مخالطت . و در بعض نسخ به فاء و قاف است . لَمْ يَقْدِرُوا ( به قاف و دال بى نقطه و راء بى نقطه ، به صيغهء مجهول باب تفعيل ، يا باب « نَصَرَ » و « ضَرَبَ » است ) مأخوذ است از تقدير ، يا از قدر ، به معنى تدبير . و فاعل آن ، اللَّه تعالى است . أَنْ يَأْتُوا مرفوع و بدل اشتمالِ ضمير « لَمْ يَقْدِرُوا » است . لِأَنَّ متعلقّ است به « لَمْ يَقْدِرُوا » . التَّصْدِيق : عمل به مقتضاى چيزى كردن . و مراد به حَقِيقَةِ التَّصْدِيق ، چيزى است كَمَا هُوَ حَقُّه ، به معنى اين كه چنانچه بايد و شايد . ضمير هُوَ در اوّل ، راجع به مضمون « وَهَبَ لِأَهْلِ مَحَبَّتِهِ » تا آخر است .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 161 ، ح 1 .