تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
عَلِمَ به لفظ ماضى معلوم است . و مىتواند بود كه مصدر باشد . يعنى : روايت است از معلّى بن محمّد گفت كه : پرسيده شد امام عليه السلام كه : چگونه دانست اللَّه تعالى اين نظامِ مخلوقات را ؟ مراد اين است كه : آيا علم او ازلى و مقدّم است بر احداثِ او عالم را ، يا نه ؟ و اگر مقدّم باشد ، آيا لازم مىآيد كه او فاعلِ موجب باشد ، يا نه بلكه مختار است و خلافِ معلومِ خود مىتواند كرد ؟ اصل : قَالَ : « عَلِمَ وَشَاءَ ، وَأَرَادَ وَقَدَّرَ ، وَقَضى وَأَمْضى ؛ فَأَمْضى مَا قَضى ، وَقَضى مَا قَدَّرَ ، وَقَدَّرَ مَا أَرَادَ » . شرح : حاصل اين فقره تا آخر ، حديثِ اين است كه : علم او ازلى و مقدّم است بر احداث ؛ و مَعَ هذَا او مختار است ، خلاف معلوم خود مىتواند كرد ؛ زيرا كه همگى را يك بار احداث نكرد ، چنانچه فلاسفه توهّم كرده‌اند كه : اجسام و حوادث و ازمنه ، مترتّب نيستند مِنْ حَيْثُ الصُّدُور از واجبِ بِالذّات و اين ترتّب كه مىنمايد در آنها ، به سبب آن است كه نسبت به ما ماضى و حال و مستقبل‌اند ، امّا نسبت به واجبِ بِالذّات ، يك بار صادر شده‌اند و آن را دفعهء دهرى مىنامند . وَ شَاءَ وَ أَرَادَ وَ قَدَّرَ وَ قَضى وَ أَمْضى ، به معنى اين است كه : بعد از دانستن ، به چهار مرتبه به تدريج احداثِ اين نظام كرده و بعد از آن ، اين نظام مُشاهَد را باقى داشته تا حال . پس مجموع مراتب ، شش مرتبه است : اوّل : علم . دوم : مشيّت ؛ به معنى خواهش اين نظام ، به اين معنى كه آبى احداث كرد كه مادّهء جميع اقسام اجسام است تا اجسام را به اين نظام ، از آن احداث كند . سوم : اراده ؛ و آن تأكيد مشيّت است به فعلى ديگر در آن آب كه نزديك شود به حصول اين نظام مُشاهَد از آن ، مثل اين كه بعض آن آب را خوشگوار كرد تا جنّت و اهل طاعت را از آن احداث كند و بعضِ آن آب را شور تلخ كرد تا جهنّم و اهل معصيت را از آن احداث كند .