السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ »
« 1 » و اين ، ردّ است بر فلاسفه كه مىگويند كه : هر جسمى مكان طبيعى دارد و سكون ارض در اين جا و حركت فلكيّات به تدبيرِ اللَّه تعالى نيست ، بلكه سكون ارض ، طبيعىِ آن است و حركت فلكيّات ، ارادى خودشان است ؛ و انواع اين مزخرفات در ميان ايشان بسيار است . و أيضاً ردّ است بر معتزله كه : مىگويند كه بندگان مستقلّاند در قدرت خود و فعل ايشان ، موقوف بر اذن الهى نيست ؛ و بيان مىشود در اوّلِ باب آينده .
چهارم : اقرار به عبوديّت به معنى اقرار به اين كه كلّ مخلوقين ، بندگان اللَّه تعالىاند ، نه چنانچه فلاسفه مىگويند كه : او فاعل موجِب است . و نه چنانچه بعض نصارى مىگويند كه : عيسى پسر اوست . و بعضى ديگر مىگويند : اوست . و بعضِ مشركين مىگويند : ملائكه ، دختران اويند .
پنجم : اقرار به طاعت به معنى اقرار به اين كه بر هر كس واجب است فرمان بردارى و عبادت اللَّه تعالى ، هر چند كه مرتبهء انبيا و اوصيا و اوليا داشته باشد . و اين ردّ است بر صوفيّهء بى قيد ، چنانچه در خطبهء دفتر پنجم از مثنوى رومى گفتهاند كه : « إِذَا ظَهُرَتِ الْحَقَائِقُ بَطَلَتِ الشَّرائِعُ » « 2 » و تفسير كردهاند كه اعمال شرعيّه مانند معالجات اطبّا است ، مادام كه شخصى مريض است احتياج به آنها دارد و بعد از صحّت ، مستغنى مىشود از آنها ؛ و مانندِ افعال اهل كيميا است ، مادام كه مس طلا يا نقره نشده ، احتياج به آنها هست . و انواع نامعقولاتِ ايشان ، در هيچ جوال نمىگنجد .
[ حديث ] پانزدهم
اصل : [ وَبِهذَا الْإِسْنَادِ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ يُونُسَ ، عَنْ جَهْمِ بْنِ أَبِي جَهْمَةَ ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « إِنَّ اللَّهَ - جَلَّ
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) : 49 .
( 2 ) . ر . ك : أسرار التوحيد ، ص 168 ؛ شرح گلشن لاهيجى ، ص 207 .