تفسير از روى ظن است و مناسبِ سابق و لاحق نيست ؛ زيرا كه لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ استيناف بيانىِ سابق است و
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
استيناف بيانىِ استينافِ سابق است و
« لَهُ الْحُكْمُ »
استيناف بيانىِ آن است ، پس اين تفسيرِ مخالفان ، باعث ركاكت نظم قرآن مىشود . و أيضاً تعبير از « ذَات » به « هُوَ » در سابق و به « وَجْهَهُ » در لاحق ، خالى از ركاكتى نيست و أيضاً مناسب نيست با آيت سورهء انعام و سورهء كهف :
« الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ »
« 1 » و أيضاً مناسب نيست با حصر در آيت سورهء حجّ :
« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ »
« 2 » .
و تفسير امام عليه السلام مبنى بر اين است كه مراد به دعا ، استفادهء احكام شرع از اللَّه است و مراد به « كُلُّ شَيْء » : « كُلُّ مَدْعُوٍّ مَعَ اللَّهِ » است و مراد به « هَالِكٌ » : « بَاطِلٌ » و از درجهء اعتبار ساقط است و مراد به « وَجْهَهُ » : « سَبِيلَهُ » است و آن ، عبارت است از عالمانِ به جميع احكام الهى بى تصرّفى در آنها از روى ظن كه اللَّه تعالى در هر زمانى تعيين كرده يكى از ايشان را براى تبليغ احكام او و مددكارىِ مردمان در رسيدن سوى احكام او و عمل به آنها ، خواه نبى باشد و خواه وصىّ نبى . و اين ، احتراز است از امثال احبار و رُهبان در اين امّت به بيان اين كه دعوت ايشان دعوت الهى ديگر است به اللَّه تعالى ، موافق آنچه گذشت در « كِتَابُ الْعَقْل » در حديث اوّل و سوّمِ « بَابُ التَّقْلِيد » كه باب نوزدهم است و مىآيد در حديث سوم و هفتم اين باب كه : « نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ » .
مخفى نماند كه بنابراين مىتواند بود كه ضمير « لَهُ » و ضمير « إِلَيْهِ » راجع به اللَّه تعالى باشد و مىتواند بود كه راجع به « وَجْهَهُ » باشد . و حاصل هر دو ، يكى است . و بنابر دوم ، مىتواند بود كه
« إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
اخبار از زمان قائم عليه السلام و انحصار حكومت در او باشد . و أيضاً بنابراين شايد كه ذكر « غَدَاة » و « عَشِيّ » در آيت انعام و كهف و ذكر « غُدُوّ » و « آصَال » در آيت سورهء نور :
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ »
« 3 » مبنى بر اين باشد كه اوايل روز و اواخر روز ، وقت استفادهء علوم از علماست ؛ وَاللّهُ أَعْلَم .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 52 ؛ كهف ( 18 ) : 28 .
( 2 ) . حجّ ( 22 ) : 62 .
( 3 ) . نور ( 24 ) : 36 و 37 .