است ، همگى آنها نه به مدد مانندى كه پيشى گرفته باشد اللَّه تعالى سوى آن و بى ماندگى كه داخل شده باشد بر او در خلق آنچه خلق كرده نزد آن .
بيانِ اين آن كه : ابتدا كرد روز به روز آنچه را كه خواست ابتداى آن را و احداث كرد روز به روز آنچه را كه خواست احداث آن را ، بر نهجى كه خواسته از جملهء دو طايفهء سنگين كه جنّ و انس است ، تا شناسند به آن ابتدا كردن و احداث كردن به قولِ « كُنْ » ، صاحبِ كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز بودنِ او را و متمكّن شود در ايشان فرمان بردارىِ او .
اصل : « نَحْمَدُهُ بِجَمِيعِ مَحَامِدِهِ كُلِّهَا عَلى جَمِيعِ نَعْمَائِهِ كُلِّهَا ، وَنَسْتَهْدِيهِ لِمَرَاشِدِ أُمُورِنَا ، وَنَعُوذُ بِهِ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا ، وَنَسْتَغْفِرُهُ لِلذُّنُوبِ الَّتِي سَبَقَتْ مِنَّا ، وَنَشْهَدُ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، بَعَثَهُ بِالْحَقِّ نَبِيّاً دَالًّا عَلَيْهِ ، وَهَادِياً إِلَيْهِ ، فَهَدى بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ ، وَاسْتَنْقَذَنَا بِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ » .
شرح : الْمَحَامِد ( به فتح ميم اوّل و كسر ميم دوم ، جمع « مَحْمَد » به كسر ميم و سكون حاء و فتح ميم دوم ) : آلتهاى حمد كه در حامد است ، مثل زبان و دل و ساير اعضا و اجزا كه موافقت زبان و دل كند .
النَّعْمَاء ( به فتح نون و سكون عين و مدّ ) : نعمت .
الْمَرَاشِد ( جمع « مَرْشَد » به فتح ميم و سكون راء و فتح شين ) : راههاى راست .
لِلذُّنُوبِ الَّتِي سَبَقَتْ مِنَّا مبنى بر خلط خود به شيعهء خود است ، نظير
« فَلَمَّا آسَفُونا »
« 1 » كه بيان مىشود در حديث ششمِ باب آينده .
يعنى : ستايش مىكنيم اللَّه تعالى را به وسيلهء جميع آلتهاى ستايش او ، همگى آنها بر جميع نعمت او همگى آن . و طلب هدايت او مىكنيم براى راههاى راستِ كارهاى ما . و پناه مىگيريم به او از بدهاى عملهاى ما . و طلب آمرزش مىكنيم از اللَّه تعالى براى گناهانى كه در سابق زمان سر زده از ما . و گواهى مىدهيم كه مستحقّ عبادتى
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) : 55 .