تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
حَادِثٍ أَصَابَ مَا خَلَقَ ، وَلَا شُبْهَةٍ دَخَلَتْ عَلَيْهِ فِيمَا لَمْ يَخْلُقْ ، لكِنْ قَضَاءٌ مُبْرَمٌ ، وَعِلْمٌ مُحْكَمٌ ، وَأَمْرٌ مُتْقَنٌ » . شرح : پس اى تنزيه آن كس كه مانده نمىكند او را آفريدنِ آنچه ابتدا كرده و نه تدبير آنچه احداث كرده و نه از عجز و نه از سستى ؛ اكتفا كرده به آنچه كرده . بيانِ اين آن كه : دانسته مصلحتِ آنچه را كه به تدبير كرده و تدبير كرده آنچه را كه دانسته مصلحت آن را ، نه به كمال فكر براى علمى كه تازه به هم رسد رسيده به آنچه به تدبير كرده و نه شكّى داخل شده بر او در آنچه به تدبير نكرده ؛ ليك كردن و اكتفا حكمى است استوار و علمى است مستحكم و كارى است با رعايت مصلحت . اصل : « تَوَحَّدَ بِالرُّبُوبِيَّةِ ، وَخَصَّ نَفْسَهُ بِالْوَحْدَانِيَّةِ ، وَاسْتَخْلَصَ بِالْمَجْدِ وَالثَّنَاءِ ، وَتَفَرَّدَ بِالتَّوْحِيدِ وَالْمَجْدِ وَالسَّنَاءِ ، وَتَوَحَّدَ بِالتَّحْمِيدِ ، وَتَمَجَّدَ بِالتَّمْجِيدِ ، وَعَلَا عَنِ اتِّخَاذِ الْأَبْنَاءِ ، وَتَطَهَّرَ وَتَقَدَّسَ عَنْ مُلَامَسَةِ النِّسَاءِ ، وَعَزَّ و جَلَّ عَنْ مُجَاوَرَةِ الشُّرَكَاءِ » . شرح : تَوَحُّد و « وحدانيّت » به فتح واو ، مبالغهء وحدت است . اسْتِخْلَاص ، مبالغهء خلوص است . الثَّنَاء ( به ثاء سه نقطه و نون و الف ممدوده ، اسم مصدر باب افْعال ) : مدح . تَفَرُّد ، مبالغهء فرديّت است . الْمَجْد ( به فتح جيم و سكون جيم ) : شرف . السَّنَاء ( به فتح سين بى نقطه و نون و الف ممدوده ) : روشنى ؛ و مراد اين جا هدايت است . تَمَجُّد ، مبالغهء مجد است . تَطَهُّر ، مبالغهء طهارت است . التَّقَدُّس : به غايت پاكيزه بودن . يعنى : به غايت يگانه شده به صاحبِ كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز بودن . و مخصوص كرده خود را به يگانگى در ربوبيّت ؛ به اين معنى كه نهى كرده ديگران را از شركت در حكم و مانند آن . و به غايت خالص شده به بزرگى و شرف . و به غايت تنها شده به استحقاق توحيد و شرف و هدايت . و به غايت تنها شده به استحقاق ستايش . و به غايت شريف شده به استحقاق تشريف . و بلند شده از گرفتنِ پسران براى خود . و به غايت پاكيزه و منزّه شده از مباشرت زنان . و بى ننگ و بزرگ شده از مقارنت شريكان .