فَمِنْ شَيْءٍ صَنَعَ ، وَاللَّهُ لَامِنْ شَيْءٍ صَنَعَ مَا خَلَقَ ، وَكُلُّ عَالِمٍ فَمِنْ بَعْدِ جَهْلٍ تَعَلَّمَ ، وَاللَّهُ لَمْ يَجْهَلْ وَلَمْ يَتَعَلَّمْ ، أَحَاطَ بِالْأَشْيَاءِ عِلْماً قَبْلَ كَوْنِهَا ، فَلَمْ يَزْدَدْ بِكَوْنِهَا عِلْماً ، عِلْمُهُ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُكَوِّنَهَا كَعِلْمِهِ بَعْدَ تَكْوِينِهَا » .
شرح : ابتدا كرد آنچه را كه آفريده بى نمونه كه گذشته باشد از آفريدگارى ديگر و بى مشقّتى و بى آزارى . و هر سازندهء چيزى ، از مادّه مىسازد و اللَّه تعالى ، بى مادّه ساخته آنچه را كه اختراع كرده و آفريده از آن آسمانها و زمين و مانند آنها را . و هر دانايى بعد از ندانستن ياد مىگيرد و اللَّه تعالى هرگز نادان نبوده و ياد نگرفته ؛ احاطه كرده به چيزها علمِ او پيش از بودنِ آنها ، پس زياد نشده به بودنِ آنها به اعتبار علم . بيانِ اين آن كه : علم او به آنها پيش از آن كه احداث كند آنها را ، مثل علم اوست بعد از احداث آنها .
اصل : « لَمْ يُكَوِّنْهَا لِتَشْدِيدِ سُلْطَانٍ ، وَلَا خَوْفٍ مِنْ زَوَالٍ وَلَا نُقْصَانٍ ، وَلَا اسْتِعَانَةٍ عَلى ضِدٍّ مُثاوِرٍ « 1 » ، وَلَا نِدٍّ مُكَاثِرٍ ، وَلَا شَرِيكٍ مُكَابِرٍ ، لكِنْ خَلَائِقُ مَرْبُوبُونَ ، وَعِبَادٌ دَاخِرُونَ » .
شرح : مُثَاوِر ، به ثاء سه نقطه و كسر واو و راء بى نقطه است . مُكاثر ( در اوّل ، به كسر ثاء سه نقطه و راء بى نقطه ) به معنى همجنگ است كه به وسيلهء كثرتِ لشكر ، طلب غلبه مىكند . مُكَابِر ( در دوم ، به كسر باء يك نقطه و راء بى نقطه ) به معنى طالبِ غلبه به وسيلهء بزرگى است .
يعنى : احداث نكرده چيزها را براى محكم كردنِ سلطنتى و نه براى ترس از بر طرف شدنى و نه ناقص شدنى و نه براى مدد جستن بر دشمنى همجنگ و نه بر مثلى همچشم و نه بر شريكى در ربوبيّت كه بزرگى كند بر او ؛ ليك همهء كسانِ مخلوقان در تحت تدبير اويند و بندگانِ خوار و زار اويند .
اصل : « فَسُبْحَانَ الَّذِي لَايَؤُودُهُ خَلْقُ مَا ابْتَدَأَ ، وَلَا تَدْبِيرُ مَا بَرَأَ ، وَلَا مِنْ عَجْزٍ وَلَا مِنْ فَتْرَةٍ بِمَا خَلَقَ اكْتَفى ، عَلِمَ مَا خَلَقَ ، وَخَلَقَ مَا عَلِمَ ، لَابِالتَّفْكِيرِ فِي عِلْمٍ
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : « مُناو » .