تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
الْأَحَد : بى همتا ؛ به معنى بى جزء و قرين . الصَّمَد : مقصود در حاجت‌ها و مشكل‌ها . الْمُتَفَرِّد ( به صيغهء اسم فاعلِ باب تَفَعُّل ) : به غايت جداگانه و ممتاز در صفاتِ ذات و صفات افعال . و بيانِ اين شد مفصّلًا در دو حديثِ باب هفدهم ؛ و آن ، مجرور و صفت ديگرِ اللَّه است ، يا منصوب ، يا مرفوع است به مَدح به تقديرِ « أَعْنِي الْمُتَفَرِّدَ » يا « هُوَ الْمُتَفَرِّدُ » . الَّذِي ، صفت ديگرِ اللَّه است . الْكَوْن : بودن ، و شدن . و مراد در لَامِنْ شَيْءٍ كَانَ معنىِ اوّل است ، به قرينهء تقديمِ ظرف ؛ و در خَلَقَ مَا كَان معنىِ دوم است . و مفاد تقديم ظرف ، رفع ايجابِ كلّى است . قُدْرَةٌ ( به ضمّ قاف و سكون دال ) منصوب و مَفعولُ لَهِ لَامِنْ شَيءٍ خَلَقَ مَا كَانَ است و اشارت است به آنچه گذشت در شرح حديث دوّمِ باب ششم - كه « بَابُ الْكَوْنِ وَالْمَكَانِ » است - در شرح « وَكَانَ اعْتِمَادُهُ عَلى قُدْرَتِهِ » . « 1 » الْبَيْن ( به فتح باء و سكون ياء ) : جدايى . بَانَ بِهَا مِنَ الْأَشْيَاءِ ، به معنى اين است كه : او مكانى نيست ، وَ الّا قدرت او به نفوذ اراده و قول « كُنْ » نخواهد بود . وَبَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ به معنى اين است كه : شريكى در تجرّد ندارد ، وَ الّا قدرت آن شريك نيز به نفوذ اراده و قول « كُنْ » خواهد بود در بعضِ افعالش ؛ و آن ، اوّل تصرّفِ او در بدن است . پس اين دو فقره ، نظير دو فقرهء حديث اوّلِ باب هفدهم است كه : « لَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ وَلَا يُشْبِهُ هُوَ شَيْئاً » « 2 » پس مشتمل بر تكرار نيست . فاء در فَلَيْسَتْ براى تفريع است بر « قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا » مراد به صفت اين جا ، بيانِ عظمت است ، موافق آنچه گذشت در شرح حديث يازدهمِ باب دهم ، كه « بَابُ النَّهْيِ عَنِ الصِّفَةِ بِغَيْرِ مَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ جَلَّ وَتَعَالى » است . تُنَالُ ( به نون ) به صيغهء مضارع مجهول غايبهء باب « ضَرَبَ » و « عَلِمَ » نعتِ صِفَةٌ است . النَّيْل ( به فتح نون و سكون ياء دو نقطه در پايين ) : دريافتن . وَلَا حَدٌّ تا آخر ، براى ابطالِ تشبيه در اسم جامدِ محض است . الْحَدّ : طرف چيزى كه از جنس آن چيز باشد در سلسله ، مثل دانهء مرواريد كه در رشته كشيده شده باشد در پهلوى ديگرى . ضمير لَهُ راجع به اللَّه تعالى است . و « فِي » در فِيهِ براى سببيّت است . و ضمير ، راجع
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 88 ، ح 2 . ( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 106 ، ح 1 .