گفتم كه : مىگويند كه عرش ، تختى بود بر آب و صاحبِ كلّ اختيار بر بالاى آن تخت بود .
پس امام عليه السلام گفت : دروغ گفتهاند ؛ هر كه گويد اين را ، پس به تحقيق گردانيده اللَّه تعالى را برداشته شده و متّصف ساخته او را به صفتِ مخصوص مخلوق و لازم مىآيد او را اين كه چيزى كه برمىدارد او را قوىتر از او باشد .
گفتم : بيان كن براى من تفسير اين آيت را قربانت شوم .
پس گفت : به درستى كه اللَّه تعالى گردانيد دين خود و علم خود را حاملِ بعضِ آب پيش از بودنِ آسمانى يا زمينى يا جنّى يا انسى يا آفتابى يا ماهى ، پس وقتى كه اراده كرد خلق اين مخلوقين را ، پراكنده كرد آن بعضِ آب را كه مادّهء انبيا و اوصيا است در پيش خود . پس گفت ايشان را بعد از نظر ايشان در مخلوقيّت خود و آسمانها و زمين و عجايب شواهد ربوبيّت كه : كيست صاحبِ كلّ اختيار شما ؟
پس اوّل كسى كه اقرار كرد ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين و يازده امام بود - صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ - پس گفتند كه : تو صاحبِ كلّ اختيار مايى . پس بار كرد انبيا و اوصيا را علم به احكام و دين اسلام ، بعد از آن گفت ملائكه را كه : اين جماعت ، حاملاناند دين من و علم مرا و امينان مناند در مخلوقينِ من و ايشاناند مسئولان از هر مشكل كه مكلّفان را پيش آيد .
بعد از آن گفت فرزندان آدم را كه غيرِ انبيا و اوصيايند كه : اقرار كنيد براى اللَّه تعالى به اين كه صاحبِ كلّ اختيار است ؛ به معنى اين كه كسى شريك در حكم با او نيست و براى اين جماعت - كه انبيا و اوصيايند - به پيروى و فرمان بردارى ، اقرار به ربوبيّت واقعى باشد و محض ظاهر نباشد ؛ و الّا پيروى ظن و شركت در حكم با اللَّه تعالى خواهيد كرد و آن ، انكار ربوبيّت است .
پس گفتند كه : آرى اى صاحبِ كلّ اختيار ما ، اقرار كرديم . پس گفت اللَّه تعالى ملائكه را كه : گواه باشيد بر اقرار بنى آدم به ربوبيّت و ولايت .
پس گفتند ملائكه كه : گواه شديم به نهجى كه نتوانند كه گويند به اعتبار مشركانِ ابتدايىِ بنى آدم ، فرداى قيامت كه : به درستى كه ما بوديم از حقيقت ربوبيّت كه مشتمل
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 394
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٣٩٤